محمود حسن ديوبندى
مختصرى درباره علوم قرآن 11
تفسير كابلى (فارسى)
اعجاز قرآن بحث پيرامون اعجاز قرآن از مهمترين بحثهاى قرآنى است كه در واقع جوهر تمام علوم قرآنى را تشكيل مىدهد ، نزول تدريجى قرآن كريم در مدتى بيست سال و اندى خود مرحلهاى كافى است كه مبيّن عجز و تسليم شدن عرب در اوج فصاحت و بلاغتشان و همينطور تا امروز و تا قيام قيامت مىباشد . چنانچه مىتوان گفت : هرگاه قرآن به تدريج و آيه پس از آيه و سوره پس از سوره نازل نمىشد اين تحدّى با اعراب و با تمام جهانيان تا امروز مفهومى نداشت . زيرا ، اگر قرآن كريم يكباره نازل مىشد ممكن بود بهانهاى مبنى بر زيادى آيات ارائه بدارند و در نتيجه اين گونه نمودار سازنده كه قدرت معارضه و تحدى با قرآن را دارند . قرآن كريم نهتنها از نظر تاريخ بلكه از جهت اشتمال بر حقايق علمى نيز داراى اعجاز بوده و براى هميشه پايدار است . اعجاز قرآن دو چيز را دربر دارد : يكى از آن ناتوانى بشر در مقام معارضه با آن ، و ديگرى استمرار اين معنى در قرون متمادى . بنابراين مىتوان قضاوت كرد ، كه بشر از آغاز نزول قرآن كه ابتدا در مكه از سورههاى كوچك آغاز و به تدريج در مدينه به سورههاى بزرگ انجاميد ( كه اين خود وسيلهاى است كه آنان را براى معارضه برانگيزد ) تا امروز و تا قيامت از معارضه با قرآن عاجز بوده و عاجز خواهند بود . مراد ما از " اعجاز " در اينجا همانا " اظهار صدق پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ادعاى رسالت " است به گونهاى كه عرب در معارضه با اين قرآن اظهار عجز مىدارند و جاويدانى بودن اين معجزه ( قرآن كريم ) را در آن روزگار و همينطور در نسلهاى بعدى و تا فرجام جهان به اثبات مىرسد . چنانچه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در برابر عرب با اين قرآن تحدّى نمود و آنان با اينكه دست وافرى در ادبيات عرب و فصاحت و بلاغت داشتند از معارضه با آن اظهار عجز نمودند و درست اين عجزشان در چندين مرحلهى دعوت به معارضه از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است .