على اكبر قرشى بنابى
32
تفسير احسن الحديث (فارسى)
هستند به معنى زندگى . معاش را در آيه مصدر گرفته و مضاف مقدر كردهاند مثل « وقت معاش » ولى مىشود آن را اسم زمان گرفت به معنى وقت زندگى و تلاش . چنان كه شب وقت سكون و آرامش است . شداد : شد : بستن به طور محكم . شديد : محكم و سخت . جمع آن شداد است . وهاج : وهج : افروخته شدن و حرارت دادن . وهّاج صيغه مبالغه است : بسيار حرارت ده و نور افشان ، راغب گويد : وهج حصول نور و حرارت است از آتش ، طبرسى فرموده : « و هو المشتعل بالنور العظيم » . معصرات : عصر . فشردن ، معصر : فشارنده ، معصرات : فشارندهها . ثجاجا : ثج : جارى شدن . « ثج الماء و الدم : سأل » ثجاج : آنكه به شدت جارى مىشود و مىريزد . الفافا : لف : پيچيدن و جمع كردن . لفيف : پيچيده ، جمع آن الفاف است يعنى پيچيدهها و درهم فرو رفتهها ( انبوه ) ميقات : وقت معين براى كارى . وعدهء وقتدار . مكان معين شده براى عملى مراد از آن در آيه معناى اول يا دوم است شرحها آيات هفدهگانه ابتدا از اختلاف و گفتگويى كه مشركان دربارهء معاد داشتهاند خبر مىدهند و آن گاه نظام متقن خلقت را يادآورى مىكنند كه از آن نتيجه گرفته مىشود : خدايى كه اين نظام احسن را به وجود آورده است مىتواند آن را در شكل ديگرى با شرائط ديگرى به وجود آورد ، در آخر فرموده : روز