على اكبر قرشى بنابى

21

تفسير احسن الحديث (فارسى)

كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ « 1 » وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ قسمت چهارم از آيات است كه وعده ويل در آنها تكرار شده است ، اين آيات در بيان حال عذاب و مكذبين است . انطلاق به معنى انتقال بدون مكث است ، مراد از ما كُنْتُمْ . . . جهنّم و عذاب است يعنى : به آنها گفته مىشود : از محشر به طرف عذابى كه تكذيب مىكرديد منتقل شويد ، انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ . . . ظاهرا خاصّ بعد از عامّ است كه آن قسمتى از عذاب جهنم است ، منظور از « ظل » ظاهرا سايه‌اى از دود است كه در آيات ديگر آمده : وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ واقعه / 43 . سه شعبه بودن آن شايد به علّت كفر ، ترك واجبات و فعل محرمات است كه هر يك سبب شعبه‌اى از عذاب شده‌اند ، در كشاف گويد : آن اشاره به عظمت دخان است كه دود بزرگ به شاخه‌ها تقسيم مىشود ، الميزان نيز آن را نقل كرده است . « لا ظليل » يعنى آن سايه ، گوارا و خوشايند نيست يا آن سايه دخان است و سايه‌دار و نگهدارنده از حرارت نيست ، در اين صورت وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ تفسير آن است ، الميزان فرموده : « ظل ظليل » آنست كه از حرارت مانع شود ، در سورهء واقعه كه گذشت به جاى « لا ظليل » جملهء لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ آمده است . آيات اخير راجع به شراره‌هاى آتش است ( نعوذ باللّه ) ضمير « انها » راجع به آتش است كه از آيات فهميده مىشود « كانّه » راجع به لفظ « شرر » مىباشد . 35 - 37 - هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ تتمه حالات اهل عذاب است ، در آيات ديگر ناله و استغاثه‌هاى اهل عذاب

--> ( 1 ) ظاهرا تشبيه به شتران فقط راجع به رنگ شراره‌هاست