على اكبر قرشى بنابى

10

تفسير احسن الحديث (فارسى)

و ميان آنها جدايى مىافكندند ، لذا فَالْفارِقاتِ با فاء تفريع آمده است يعنى فارقات متفرع بر ناشرات است . ظاهرا چون در مرتبهء ناشرات ، ابرها نيز در نظر هستند ، لذا ناشرات با واو آمده است . و اللَّه العالم . فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً متفرّع است بر قسمهاى گذشته ، يعنى آنها تذكر و ياد آورى مىكنند كه قيامت حق است و خواهد آمد . على هذا ، اين القاء تذكر براى گروهى كه حق را قبول ندارند عذر و اتمام حجت است از جانب خدا كه روز قيامت نگويند ما ندانستيم و نشنيديم و براى گروهى انذار است كه بترسند و عمل كنند ، بنا بر اين عُذْراً أَوْ نُذْراً مفعول له هستند از فَالْمُلْقِياتِ و شايد تقدير آن « اعذارا و انذارا » باشد . به نظر الميزان : اوصاف پنجگانه همه مربوط به ملائكه است زيرا گرچه سوگندهاى اول و دوم قابل تطبيق به بادها و طوفانهاست ، اما فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً تقريبا صريح است كه مراد ملائكة آورندهء وحى مىباشند كه براى اتمام حجت يا انذار ، وحى را بپيامبران مىآورند ، دو صفت باقى نيز به اين معنى متناسبند اگر دو صفت اول را به بادها و سه وصف اخير را به ملائكه حمل كنيم تناسب نخواهد داشت ، پس بهتر است همه را به ملائكه حمل كنيم ، تأنيث مرسلات و اوصاف ديگر به اعتبار جماعات است يعنى جماعات ملائكه كه آورندهء وحى هستند . على هذا وَ الْمُرْسَلاتِ يعنى قسم به ملائكه‌اى كه پى در پى فرستاده مىشوند فَالْعاصِفاتِ قسم به ملائكه‌اى كه در سرعت هبوط مانند بادهاى شديد حركت مىكنند وَ النَّاشِراتِ قسم به ملائكه‌اى كه صحف وحى را نشر و باز مىكنند تا پيامبر آن را اخذ كند . فَالْفارِقاتِ قسم به ملائكه‌اى كه با نشر كتب حق را از باطل جدا مىكنند فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً قسم به ملائكه‌اى كه قرآن را بر پيامبر يا مطلق وحى را براى انبياء مىخوانند براى اتمام حجت يا انذار . قسم به همهء