على اكبر قرشى بنابى

23

تفسير احسن الحديث (فارسى)

مىكنند ، يكديگر را مىبينند : با هم ارتباط دارند ، اما ميان آن دو در ايمان و عمل و اخلاص و طرز فكر و ايثار و غير آن ، چنان كه فاصله دارد كه هر يك موجود عليحده‌اند و هر يك از ديار ديگر مىباشند و مانند نور و ظلمت قابل جمع نيستند . به نظر مىآيد : « باب » همان ارتباط دنياست كه در آخرت به صورت درب مجسم مىشود و يكديگر را مىبينند همانطور كه در دنيا مىديدند ، و ديوار همان تفاوت دنيايى است كه آنها را از هم جدا خواهد نمود . 14 - يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلى وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ . يعنى : پس از زده شدن ديوار ، و كنار شدن از هم ، منافقان مؤمنان را خطاب كنند : آيا ما در دنيا با شما نبوديم پس چرا چنين شد ؟ ! مؤمنان جواب دهند : آرى ، ليكن شما خود را به فتنه و عذاب انداختيد . « تربصتم » : منتظر مانديد كه پيشامدى بيايد ، اسلام و اهل آن را منقرض كند ، مثل : الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ . . . نساء / 141 . وَ ارْتَبْتُمْ : در دينتان شك كرديد ، عقيده جازم نداشتيد ، معلوم مىشود كه با كمى دقت و تأمل ، شك ، قابل از بين رفتن است . غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ مراد مشغول شدن به كارهاى دنياى فانى است . نه اميدوار بودن به زوال اسلام ، زيرا آن در « تربصتم » گذشت . حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ . مقصود از أَمْرُ اللَّهِ مرگ و از « الغرور » شيطان يا دنياست . گويى : غَرَّكُمْ بِاللَّهِ . . . عامل اصلى همه اوصاف بالايى است « غركم » به معنى جرى كردن و جسور كردن مىباشد . با دقّت در كلمات فوق معلوم مىشود : همه بدبختىها ناشى از افكار ناپاك بوده است .