على اكبر قرشى بنابى
9
تفسير احسن الحديث (فارسى)
1 - سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ناگفته نماند در سورهء اسراء / 44 خوانديم : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ از اين آيه معلوم مىشود كه هر چيز خدا را تسبيح مىكند ، مراد از تسبيح آن نيست كه موجودات خدا و پاكى او دلالت دارند ، و نيز مراد آن نيست كه عقلا به زبان قال و غير عقلا بزبانحال ، خدا را تسبيح مىكنند زيرا كه اين نوع تسبيح را همه مىفهمند ولى جمله لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ نشان مىدهد كه ما تسبيح آنها را نمىفهميم . على هذا مراد از تسبيح معناي واقعى آنست ، كه بر ما قابل فهم نيست ، « ما » در آيه موصول است به معني « الذى » ، كلمه ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ شامل همه موجودات مىباشد ، اعم از عقلا مانند ثقلين و ملائكه و غير عقلاء ( از الميزان ) پس اين دو آيه ، اخبار از يك واقعيتى است كه ما نمىتوانيم حقيقت آن را درك بكنيم و اين غير از تسبيح عقلاء است كه مثلا پس از فرمان وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ آل عمران / 41 ، خدا را تسبيح مىكنند وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ در جاى تعليل است يعنى : زيرا كه گرانقدر و تواناست ، غالب است و مغلوب نمىشود ، و كارش متقن و از روى مصلحت است كه مورد اشكال واقع نمىگردد پس همه چيز او را تسبيح مىكنند . تقديم « هو » مفيد حصر مىباشد . 2 - لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ سه وصف منحصر به فرد است كه ذات براى در آنها بىهمتاست ، اول تدبير همهء كائنات كه مخصوص اوست ، آنچه بخواهد مىكند ، بارها در اين تفسير گفتهايم ايجاد ، تدبير را لازم گرفته است به حكم برهان امكان و وجوب ، او آفريننده كائنات است همه موجودات با وجود و آثار خود ، قائم به او هستند پس آفريننده و مدبرى جز او نيست ، و اگر بود خود را به وسيله انبياء و غيره آشكار مىكرد .