على اكبر قرشى بنابى
26
تفسير احسن الحديث (فارسى)
در مجمع البيان : از قتاده نقل كرده : منظورشان وليد بن مغيره از مكّه و عروة بن مسعود ثقفى از طائف بود ، به قولى عتبة بن ربيعه از مكه و ابن عبديايل از طائف و در قولى وليد بن مغيره از مكه و حبيب بن عمر ثقفى از طائف است ولى گفته شد كه خصوصيت منظور نيست ، تعيين مصداق از لحاظ استحسان است « 1 » . 32 - أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ . جواب سخن مشركان است كه گفتند : لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ . . . منظور از رَحْمَتَ رَبِّكَ نبوت است . يعنى : آيا آنها محل نبوت را تعيين مىكنند ؟ ! حال آنكه از تقسيم معيشت خودشان عاجز هستند با آنكه وسائل مادى در مقابل نبوت يك چيز بسيار جزئى است ، در اينجا چند مسألهء وجود دارد : اول : تقسيم معيشت و دادن وسائل مادى در دست خداست و گر نه انسان مىبايست در زندگى به تمام خواستههاى خويش برسد ، اين سخن ظاهرا غير از فقر و گرسنگى است كه در فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فجر / 17 خواهد آمد . دوم : « معيشتهم » شامل جاه و مقام نيز هست كه خدا بوسيله ، اختلاف صفات و خصائص به انسان مىدهد مثلا انسان شجاع و بلند همت ، به جاه : و مقام ميرسد و هكذا . . . سوم : وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ . . . سُخْرِيًّا بيان علّت تقسيم معيشت است و مراد از « رفعنا » اختلاف استعداد انسانهاست مثلا در يكى استعداد پزشك بودن بيشتر است و در ديگرى استعداد تجارت و در سومى استعداد صنعت و هكذا ، اين سبب
--> ( 1 ) اما در احتجاج از امام هادى ( ع ) نقل شده كه منظورشان وليد بن مغيره و عروة بن مسعود بوده است ( الميزان ) .