على اكبر قرشى بنابى

23

تفسير احسن الحديث (فارسى)

مسخره شده آيد ، ولى به معنى تسخير شده فقط با ضم اول آيد و نيز فرموده : آن در آيهء زخرف بالاتفاق با ضم اول خوانده شده است . معارج : پله‌ها . عروج . بالا رفتن . معرج : محلّ عروج مانند نردبان و پله‌ها ، جمع آن معارج است . زخرفا : زخرف : زينت . مثل حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها يونس / 24 راغب آن را زينت روكش گفته كه نقش و نگار است ، آن را كمال حسن نيز گفته‌اند ، طبرسى فرموده : زخرف كمال حسن شىء است لذا به طلا و نقوش و تصاوير زخرف گفته‌اند . منظور از آن در آيه طلا يا مطلق زينت است . شرحها 1 - در آيات گذشته خوانديم كه مشركان تقليد از پدران را عنوان كرده و از قبول رسالت سر باز زدند ، لذا در اين آيات جريان ابراهيم عليه السّلام به طور سرمشق نقل شده كه از پدر و قوم خويش تقليد نكرد و به طرف توحيد آمد . 2 - ولى مشركان به نعمت خدا مغرور شده و به توحيد برنگشتند تا پيامبر خاتم آمد ، اما دين او را نيز سحر نام نهادند . 3 - از جملهء جهالتشان آنكه گفتند : نبوت كار شريف و الهى است ، بايد به يكى از اشراف محول شود ، ولى آنها كه حتى اختيار وسائل مادى در دستشان نيست چگونه براى نبوت محل تعيين مىشوند ؟ ! ! 4 - آياتى است در رابطه با اينكه متاع دنيا در نزد خدا ارزشى ندارد ، پس آن چگونه ملاك نبوت خواهد بود ؟ ! كه خدا آن را به يكى از اشراف بدهد .