على اكبر قرشى بنابى

23

تفسير احسن الحديث (فارسى)

استقرار يافتن و بر قرار شدن باشد مثل : « استوت على الجودى » يعنى كشتى بر جودى استقرار يافت و اگر با « الى » باشد به معنى توجه و قصد و رو كردن آيد . شيعته : شيعه در آيه به معنى فرقه و گروه است « شيعة الرجل : اتباعه و انصاره » ، شيع ( بفتح اوّل ) به معنى آشكار شدن و شياع به معنى پيروى كردن است . وكزه : وكز : زدن و انداختن . با مشت زدن را نيز گويند . ظهير : كمك و ياور . آن از « ظهر » به معنى پشت است . يترقب : « ترقب » : انتظار . راغب آن را احتراز گفته است « يترقب » يعنى انتظار پى آمد را مىكشيد . يستصرخه : صراخ و صريخ : صيحهء شديد . يارى طلبيدن ، يارى كردن استصراخ يارى خواستن غوى : گمراه و آنكه در راه هلاكت است . غى و غواية : رفتن به راه هلاكت . يبطش : بطش : گرفتن به شدت . چنان كه در مجمع ، صحاح و قاموس گفته است . اقصى : دور تر . قصو ( بر وزن عقل ) : دورى . « قصا المكان قصوا : بعد » قصى : دور : اقصى : دور تر . ملاء : جماعت اشراف كه هيبت و شوكت آنها قلوب را پر مىكند آن از ملء ( بر وزن عقل ) به معنى پر كردن است ، به معنى مطلق جماعت نيز آيد .