على اكبر قرشى بنابى
22
تفسير احسن الحديث (فارسى)
15 - مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ . مشركان فكر مىكردند كه اسلام پيشرفت نخواهد كرد و اگر آن حضرت به مدينه نيز برود باز پيشرفتى نخواهد داشت ، اما بر خلاف نظر آنها ، آن حضرت هجرت كرد ، اسلام پيشرفت كرد و آن بزرگوار بلند آوازه شد ، آيهء شريفه در اين رابطه مىگويد : هر كه گمان مىكرد كه خدا آن حضرت را يارى نخواهد كرد و الان مىبيند كه يارى كرده است ريسمانى از سقفى بياويزد و خود را با آن خفه كند و به بيند آيا اين كار خشم او را از بين مىبرد ؟ طبرسى و الميزان آيه را چنين معنى كردهاند . على هذا ضمير « ينصره » راجع به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است ، نصرت در دنيا با گسترش دين و در آخرت با دادن بهشت است فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ يعنى ريسمانى را بسقف منزلش يا شاخهء درختى مثلا بالا برد . ثُمَّ لْيَقْطَعْ سپس نفس خود را با آن قطع كند . « كيده » فاعل « يذهبن » است « ما » در « ما يغيظ » مصدريه مىباشد يعنى : بنگرد كه حيلهاش خشم او را از بين مىبرد ؟ ، ( يعنى از غصه بميرد ) . 16 - وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ . تكميل مطالب فوق است « كذلك » اشاره به مطالب گذشته مىباشد و آن تشبيه كلّى به بعض افرادش است ، آيات بينات يعنى دلالت روشن و قانع كننده . يعنى مانند اين مطالب كه گفته شد ، همهء قران را آيات بينات نازل كردهايم ، اما آيات بينات بودن در هدايت مردم كافى نيست بلكه بايد خدا نيز هدايت آنها را اراده فرمايد ، طبرسى فرموده : « ان اللَّه » عطف است بر ضمير « انزلناه » يعنى : « و انزلنا اليك ان اللَّه يهدى » الميزان آن را خبر مبتداى محذوف مىداند يعنى « و الامر ان اللَّه يهدى » .