على اكبر قرشى بنابى
20
تفسير احسن الحديث (فارسى)
و گر نه خدا به كسى ظلم نمىكند . علّت آمدن « بظلام » به صيغهء مبالغه در ذيل آيهء 51 از سورهء انفال گفته شده است يعنى اگر خدا شما را عذاب نمىكرد ظلام بود . 11 - وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ . اين آيه شرح حال قسمت دوم از مردمان است كه خدا را در حاشيه بندگى مىكنند و به متن بندگى وارد نمىشوند ، آيهء شريفه ، عبادت در طرف را چنين تفسير مىكند كه اگر فائدهء دنيايى از دين به او رسيد ، به دين دلگرم مىشود و اگر امتحانى پيش آيد از دين ، روى برمىگرداند . اين شخص در دنيا و آخرت زيانكار است ، آخرت كه معلوم است ، در دنيا نيز اعتبارى و آبرويى كسب نمىكند مشتش به زودى باز مىشود انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ يعنى بر صوت خود بر مىگردد ، روى به طرفى مىكند كه به آن پشت كرده بود يعنى ، ارتداد و برگشتن تمام . طبرسى « على حرف » را « على ضعف فرموده است . موحد واقعي كسى است كه دين را قبول كرده و به هر مكروه دربارهء دين خويشتندار باشد . زراره از اين آيه از امام باقر صلوات اللَّه عليه پرسيد : فرمود آنها قومى بودند كه موحد شدند ، اصنام را كنار گذاشتند ، از شرك خارج شدند ولى نشناختند كه محمّد رسول اللَّه است ، آنها خدا را در شك از رسالت آن حضرت و دينش عبادت كردند و پيش او آمده و گفتند : بنگريم اگر اموالمان زياد شد ، در بدن و اولاد سلامت شديم مىدانيم كه او راستگوست و رسول خداست ، اگر چنين نباشد در كار خود مىنگريم ( تفسير برهان ) .