على اكبر قرشى بنابى

17

تفسير احسن الحديث (فارسى)

كردم ، او هم براى من استغفار نمود گفت : آفرين بر پسر نيكو ، پيامبر نيكو ، مبعوث شده در زمان نيكو . حضرت فرمود : آن گاه به ملكى از ملائكه گذشتم كه در محلّى نشسته بود ديدم تمام دنيا ميان دو زانوى او بود در دستش لوحى از نور بود كه به آن نگاه مىكرد و در آن نوشته‌هايى بود ، او به راست و چپ نگاه نمىكرد ، مانند يك آدم محزون به آن لوح متوجه بود ، گفتم : يا جبرئيل اين كيست ؟ گفت : اين ملك الموت است ، مشغول قبض ارواح است . گفتم : مرا به او نزديك كن تا با او سخن گويم . جبرئيل مرا به او نزديك كرد به او سلام كردم ، جبرئيل گفت : اين محمّد پيغمبر رحمت است كه خدا بر بندگانش فرستاده ، ملك الموت بر من سلام كرد و آفرين گفت و اضافه كرد : يا محمّد من همهء خير را در امت تو مىبينم گفتم : حمد بر خداى منّان ، صاحب نعمتها بر بندگان ، اين از فضل و رحمت پروردگار بر من . جبرئيل گفت : اين از محكم‌كارترين ملائكه است . گفتم : آيا هر كه تا به حال مرده يا خواهد مرد او قبض روح مىكند ؟ گفت : آرى . به ملك الموت گفتم : مردم را در هر كجا هستند مىبينى و خودت مشاهده مىكنى ؟ گفت : دنيا همه‌اش پيش من با امكانى كه خدا داده مانند درهمى در دست يك شخص است كه آن را هرطور بخواهد مىگرداند ، خانه‌اى نيست مگر آنكه روزى پنج بار آن را زير نظر مىگيرم و چون يكى از خانوادهء ميت بر مردهء خودشان گريه كند گويم : بر او گريه مكنيد كه من به سوى شما مكرر بر خواهم گشت تا كسى از شما در دنيا نماند . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اى جبرئيل مرگ واقعهء هولناكى است جبرئيل گفت : بعد از مرگ ، از مرگ هولناكتر است .