على اكبر قرشى بنابى

15

تفسير احسن الحديث (فارسى)

البيان ذيل آيهء 73 از سورهء اعراف آن را نام يكى از نواده‌هاى نوح دانسته كه قبيلهء صالح با نام او نامگذارى شده است ، اين كلمه 26 بار در قرآن مجيد منصرف و غير منصرف به كار رفته است . صالح : از پيامبران ما قبل است و از نقل قرآن معلوم مىشود كه زمانش بعد از هود عليه السّلام و قبل از ابراهيم عليه السّلام بوده است در سورهء اعراف ذيل آيهء 73 دربارهء او سخن گفته‌ايم . انشأكم : نشأ : پديد آمدن . « نشأ الشيء نشأ : حدث و تجدد » به نظر راغب : پديد آمدن توأم با تربيت . انشاء : پديد آوردن « انشأكم » : پديد آورد شما را . استعمركم : عمارة : آباد كردن . استعمار : طلب آباد كردن . اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها : از شما طلب آباد كردن خواسته است در آن . مرجو : رجاء : اميد . « مرجو » : اسم مفعول است به معنى اميدوار شده . مريب : ريب : شك و اضطراب درون . به قولى بدترين شك ، تهمت و ظن نيز گفته‌اند . تخسير : خسر و خسران : كم شدن و كم كردن ، زيان و نقصان رأس المال را از آن خسران گويند « تخسير » به خسران انداختن و تباه كردن . ناقة : ناقه : شتر ماده . جمل : شتر نر . ابل : مطلق شتر . تمسوها : مس : دست زدن . رسيدن لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ : به او بدى نرسانيد . سوء : سوء ( به ضم سين ) : بد و به فتح آن بدى است ، به عبارت ديگر به ضم سين اسم و به فتح آن مصدر است ، مراد از آن در اينجا