على اكبر قرشى بنابى

10

تفسير احسن الحديث (فارسى)

آن وقت در آيهء بعدى مىگويد : خدايان كه كارى نتوانند كرد شما نيز هر چه مىخواهيد بكنيد . 55 - مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ . امر تعجيزى است يعنى كارى نمىتوانيد كرد آن گاه در بيان علت اين سخن فرموده : كه من بر خدا توكل دارم ، خدايى كه بر همه مسلّط است « من دونه » وصف « مما » است يعنى آنچه جز خداست . 56 - إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . توكل اگر با « على » باشد به معنى اعتماد و تكيه است ، اين آيه دليل گفته سابق هود است يعنى : بدانيد كه من از بتان شما بيزارم نه آنها مىتوانند به من ضرر بزنند و نه شما زيرا كه من تكيه كرده‌ام به خدايى كه پروردگار من و شماست ، خدايى كه بر همهء جنبندگان مسلّط است و خدايى كه بر راه راست است و حق را بجاى باطل عوض نمىگيرد ، جمله إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ . . . به نظرم براى آنست كه كسى بگويد : شايد خدايى كه بر همه مسلّط است هود را به جاى آنها بگيرد . يعنى : خدايم بر راه راست است من نيز بر راه راستم لذا شما را خواهد گرفت ، اينكه در جملهء اخير « ربكم » تكرار نشده است زيرا كه در صدد يارى خدا فقط براى خود است . 57 - فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ . تتمهء سخن هود است گويند : اين جمله ناظر است به قول آنها : إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ . . . كه دلالت مىكرد : هرگز ايمان نخواهند آورد ، يعنى : اگر از پذيرفتن دعوت من ابا كنيد ، من به وظيفه‌ام عمل كرده‌ام . وَ يَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ وَ لا تَضُرُّونَهُ شَيْئاً . تهديد است نسبت به آنها كه در صورت عدم ايمان ، خدا طبق سنتى كه