على اكبر قرشى بنابى

22

تفسير احسن الحديث (فارسى)

هدى الى صراط مستقيم » « 1 » به نظر مىآيد منظور امام عليه السّلام آن متشابهى است كه مىشود با بر گرداندن به محكم ، نوعى از آن استفاده كرد ، مثلا از آيهء وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ قيامة / 23 ممكن است به نظر كسى بيايد كه « نعوذ باللَّه » خدا جسم است و مىشود بجمال او تماشا كرد ولى با برگرداندن آن بآيهء : لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ . . . انعام / 103 و آيهء : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ شورى / 11 معلوم مىشود مراد تماشا كردن بنعمتهاى خداوند است و گرنه آيات متشابهى كه در بند دوم نقل شد با برگرداندن به محكمات ، محكم نمىشوند و اللَّه العالم . از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه در ضمن حديثى نقل شده : علت وجود متشابه در قرآن مجيد آن است كه مردم خود را از امامان عليهم السّلام بى نياز ندانند و در آموختن قرآن به آنها رجوع كنند ، متن عبارت چنين است : « و انما فعل ذلك لئلا يدعى اهل الباطل من المستولين على ميراث رسول اللَّه من علم الكتاب ما لم يجعله لهم و ليقودهم الاضطرار الى الايتمار به من ولاه » « 2 » . ظاهرا منظور آن حضرت آيات احكام و مانند آنهاست كه با كمك روايات معلوم مىشوند كه بدون رجوع به آنها عليهم السّلام ، حكم را از قرآن نمىتواند بدست آورد و گرنه ، متشابهاتى كه خود آن حضرت آنها را « سدد مضروبه دون الغيوب » ناميده است با رجوع به آنها عليهم السّلام معلوم نمىشوند ، زيرا ما انسانهاى مادى از درك حقيقت ما وراء ماده عاجزيم و اللَّه العالم . چهارم : به نظر نگارنده آياتى نظير وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا - الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى - فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ نحل / 26 و آياتى مانند : وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ بقره / 228 كه مراد از « قرء » حيض است يا طهر ، از آيات متشابه نيستند زيرا مراد از آنها روشن شده است و اللَّه اعلم .

--> ( 1 ) تفسير صافى از عيون اخبار الرضا . ( 2 ) تفسير صافى از احتجاج طبرسى .