على اكبر قرشى بنابى
13
تفسير احسن الحديث (فارسى)
امّ : اساس . پايه . اصل . اخر : ديگرىها ، آن ( بر وزن صرد ) جمع آخر ( بر وزن مادر ) است . متشابهات : جمع متشابه . گويند آيات متشابه آنهايى هستند كه مراد از آنها روشن نيست ، مثلا مىگويد : آن شير است ، ولى معلوم نيست آيا شير نوشيدنى مراد اوست يا حيوان درنده . به نظر مىآيد مراد از آنها تشابه در مفهوم نيست ، بلكه تشابه در مصداق خارجى آنهاست چنان كه خواهد آمد . زيغ : انحراف . « زاغ زيغا : مال » . تأويل : اول : رجوع . « آل اليه : رجع » تأويل : برگشت دادن . بمعنى مفعول ( مأوّل ) نيز آيد ، منظور از آن مصداق خارجى است . راسخون : رسوخ : ثبات . « رسخ رسوخا : ثبت فى موضعه » « راسخ فى العلم » كسى است كه در علم ثابت باشد و شكى عارضش نشود . يذكّر : در اصل « يتذكّر » است ، تاء بذال بدل شده و در آن ادغام گرديده است . هب : فعل امر است يعنى : عطا كن . « وهب يهب هبة » . لدنك : لدن ظرف زمان و مكان است ، به مكان نزديك دلالت مىكند . وهاب : بسيار عطا كننده ، بسيار هبه كننده ، صيغهء مبالغه است . ريب : شك . بعضى شكّ بدتر گفتهاند . ميعاد : وعده . مثل ميقات بمعنى وقت . شرحها پس از آنكه در آيهء نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ از قرآن مجيد سخن رفت اين آيات در تكميل آن روشن مىكند كه قرآن به دو بخش تقسيم مىشود : آيات محكم