على اكبر قرشى بنابى

15

تفسير احسن الحديث (فارسى)

اجتماعى نداشته باشند . پس از يك سال و اندى كه از رحلت آن حضرت مىگذشت ، در جنگ يمامه هزار و دويست نفر از جمله هفتصد نفر از قاريان قرآن شهيد شدند ، بعضى عدهء آنها را هفتاد تن گفته‌اند ، بهر حال مقام خلافت از شهادت آنها به وحشت افتاده و به فكر جمع كردن قرآن افتاد ، زيد بن ثابت از طرف ابو بكر مأمور شد با عده‌اى از صحابه ، سوره‌ها و آيات قرآن را از الواح و مانند آن جمع كرده و در يك مصحف قرار دهند و چنين كردند ، ابن اثير در « تاريخ كامل » ضمن وقايع سال سىام هجرت مىگويد : اين نسخه نزد ابو بكر بود ، پس از وى به عمر بن خطاب رسيد ، پس از عمر دخترش حفصه آن را نزد خود نگاهداشت ، ولى در كتاب ( قرآن در اسلام / 114 ) آمده : نسخه‌هايى از آن به اطراف و اكناف فرستاده شد . در خلافت عثمان خبر رسيد كه تازه مسلمان‌هاى غير عرب قرآن را با قرائت‌هاى مختلف مىخوانند و همانطور مىنويسند حذيفة بن يمان كه در جنگ آذربايجان و ارمنيه شركت كرده بود پس از برگشتن به مدينه ، دستگاه خلافت را از اين خطر آگاه كرد . عثمان فرمان داد قرآنى را كه به دستور ابو بكر نوشته شده بود از حفصه دختر عمر به امانت گرفتند . پنج نفر از صحابه از جمله زيد بن ثابت را مأمور كرد تا نسخه‌هايى از روى آن بنويسند در نتيجه چندين نسخه از روى آن نوشته شد يكى در مدينه ماند ، يكى را به مكه يكى را به شام ، يكى را به بصره ، و به قولى يكى را به يمن و يكى را به بحرين فرستادند . اين نسخه‌ها را نسخهء امام ناميدند كه لازم بود همه از روى آنها استنساخ كنند . عثمان فرمان داد سائر قرآن‌ها را كه بدست مردم در ولايات بود جمع