السيد عبد الحسين الطيب
37
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
است ميتوان گفت نفس نامه عمل خود دلالت دارد بر سجين زيرا همان آمدن بدست چپ يا از پشت سر دليل بر سجين است بلكه همين باز كردن نامه كه غرق معاصى است و هيچ عمل خيرى در او نيست خود صاحب نامه ميفهمد كه حكم آن سجين است چنانچه ميفرمايد : اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً اسراء آيه 14 بلكه خودش اعتراف مىكند كه ميفرمايد : وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً كهف آيه 49 . تنبيه : قبلا گفتيم كه آنچه در نامه عمل ثبت شده افعال و اعمال ظاهريه است امور قلبيه جز خداى متعال نميداند ، و در بعض اخبار كه بعض عصات مؤمنين چون نامه عملش را ميبيند و خود را مستحق جهنم ميداند خود رو بجهنم ميرود خطاب ميرسد كه : نزد من يك ذخيرهاى دارى و بواسطه آن گناهانت را عفو كردم و آمرزيدم مأيوس مباش تو را نجات مىدهم و بهشت ميبرم . اللهم عفوك عفوك مغفرتك مغفرتك . [ سوره المطففين ( 83 ) : آيه 10 ] وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 10 ) ويل در آن روز از براى تكذيب كنندگان است ، كذب از گناهان بسيار بزرگ است كه فرمودند : الكذب شر من الشراب . لكن حرمت كذب اقتضايى است مثل ظلم نيست كه حرمتش ذاتى باشد بسا بواسطه جهاتى جايز بلكه واجب مىشود مثل كذب براى نجات مسلم و مؤمن از دست ظالم و كافر ، و براى دفع شر اشرار و كفار و تكذيب كفار و ضالين و اشباه اينها اگر چه صدق كذب بر آنها مشكل است چون در مفهوم كذب اينكه خلاف واقع باشد ، و تكذيب كفار و اشباه آنها عين واقع و حقيقت صدق است چنانچه تصديق آنها عين كذب و بر خلاف واقع است ، و اشد انحاء تكذيب انبياء و ائمه هدى و قرآن و احكام الهى و معاد است كه خداوند تفسير ميفرمايد مكذبين را بتكذيب معاد كه ميفرمايد : [ سوره المطففين ( 83 ) : آيه 11 ] الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ( 11 ) مكذبين بروز جزا منحصر بمنكرين معاد نيست كه خصوص طبيعى باشد زيرا