السيد عبد الحسين الطيب

257

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

ديه او را مجتمعا ميپردازيم شيطان اين را رد كرد كه هر كه او را بكشد تا اصحابش و بستگانش او را نكشند دست بردار نيستند و به ديه اكتفاء نميكنند ، و بعضى گفتند او را اخراج بلد ميكنيم و از مكه اخراجش ميكنيم . اين را هم شيطان نپذيرفت گفت : هر جا برود دور او را ميگيرند و برميگردد و دمار از روزگار شما را برميآورد چنانچه در فتح مكه چنين شد و در ساير غزوات سپس شيطان رأى داد كه از هر قبيله يك نفر معين شود و بريزند در خانه او و او را بقتل رسانند بستگان و اصحابش با جميع قبائل نميتوانند طرف شوند ناچار به ديه حاضر ميشوند و ميانه قبائل تقسيم مىشود اين رأى پسنديده شد و دور خانه حضرت را گرفتند و همان شب حضرت هجرت فرمود و على امير المؤمنين را بجاى خود خوابانيد كه شرح مفصلى دارد لذا ميفرمايد : ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ مال و كسب او جز ضرر بر او چيزى نداشت . [ سوره المسد ( 111 ) : آيه 3 ] سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ( 3 ) زود باشد كه ميافتد در آتشى كه صاحب شراره است نه به اختيار بلكه ملائكه عذاب او را بجبر و عنف مياندازند ميانهء آتش افروخته چنانچه همين معامله با جميع اهل عذاب از كفار و مشركين و اهل ضلالت مىشود كه به مجرد اينكه هر يك از قبر خارج شوند ملائكه عذاب و غلاظ و شداد او را ميگيرند و غل و زنجير ميكنند و كشان كشان او را مىبرند و در آتش مياندازند ، و اين آيه يكى از معجزات قرآن است كه خبر ميدهد كه ابى لهب ايمان نميآورد با اينكه بسيارى از مشركين ايمان آوردند حتى آنهايى كه باطنا كافر و مشرك و بيدين بودند بحسب ظاهر اظهار اسلام كردند كه جزو منافقين بودند و ابى لهب اسلام ظاهرى هم نياورد . اشكال ، بعضى گفتند : كه اگر چنين است كه خدا ميفرمايد ابى لهب هرگز ايمان نميآورد پس تكليف ايمان از او برداشته شده و وجهى براى عذابش نيست ؟ . جواب : اين اشكال همان كلام خيام است كه گفت : مى خوردن من حق ز ازل ميدانست * گر مى نخورم علم خدا جهل بود