السيد عبد الحسين الطيب

210

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ آنچه در قرآن و لسان اخبار بيان فرموده‌اند از اوصاف بهشت و نعمتهاى او و از اوصاف جهنم و عذابهاى او به قدر آنچه انسان در دنيا ديده و درك كرده از قصرها و ميوه‌ها و انهار و حور و غلمان و همچنين آتش غل زنجير حميم غساق و تازيانه است زيرا فوق آن را نديده و درك نكرده لا يدرك و لا يوصف است اما فرداى قيامت كه مشاهده مىكند ميبيند هيچ طرف نسبت با نعم دنيوى و عذابهاى دنيوى نيست كه در خبر دارد : اگر يك لباس اهل جهنم را ميان زمين و آسمان بياورند تمام اهل زمين و آسمان را هلاك مىكند لذا ميفرمايد در بيان شدت عذاب و تاكيد در شدت : وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ . [ سوره القارعة ( 101 ) : آيات 4 تا 5 ] يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ ( 4 ) وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ( 5 ) روزى كه جميع افراد انسان مبعوث مىشود مثل جراد منتشر پراكنده ميشوند چنانچه در جاى ديگر ميفرمايد : يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ قمر آيه 7 . و تشبيه بجراد و فراش براى اين است كه يك مرتبه آنى و فورى تمام مثل مور و ملخ پراكنده از قبرها بيرون ميريزند در صحراى محشر كه ميفرمايد : وَ ما أَمْرُ - السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ نحل آيه 77 . و راه بجايى ندارند از اين طرف به آن طرف ميدوند چنانچه ملخ و مورچه از هر طرفى ميروند و برميگردند به طرف ديگر كه معنى مبثوث و منتشر است . وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ . عهن پنبه و پشم است كه دم جك حلاج ريز ريز شده باشد ، با اينكه كوه‌ها از هم پاشيده شدند اشجار و عمارات و پستىها و بلندى زمين بطريق اولى از هم پاشيده مىشود كه ميفرمايد : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً طه آيه 105 الى 107 ، و عوج و امت پستى و بلندى است . [ سوره القارعة ( 101 ) : آيات 6 تا 9 ] فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ ( 6 ) فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ( 7 ) وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ ( 8 ) فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ ( 9 ) پس اما كسى كه سنگين باشد ميزان‌هاى او پس او در يك زندگانى رضايتبخشى