السيد عبد الحسين الطيب
25
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
و از افراد ناس و حيوانات جنبنده روى زمين و انعام مثل شتر و گاو و گوسفند اينها هم رنگ مختلف دارند همين نحوى كه ثمرات و جبال رنگهاى مختلف داشتند . وَ مِنَ النَّاسِ بعضى سفيدرنگ بعضى سياهرنگ بعضى موى سر سياه بعضى زرد بعلاوه اختلاف شكلى از زيبايى و بدگلى و از حيث اخلاق و ذكاوت از حيث عقل و شعور و كند فهمى و جهات ديگر و از غرائب است كه اين افراد بشر با اينكه اعضاء و جوارح آنها بجا و بموقع است بسيار كم اتفاق ميافتد كه دو نفر از جميع جهات شبيه هم باشند . وَ الدَّوَابِّ مثل حمار و بغل و استر و فرس و غير اينها از ساير جنبندهها . وَ الْأَنْعامِ گوسفند بز گاو و شتر و همچنين پرندهها مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ . كَذلِكَ مثل ثمرات و جبال ظاهرا تا اينجا از آيهء قبل است و جمله بعد آيهء مستقله است كه ميفرمايد إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ انسان تا معرفت پيدا نكند حالت خوف و رجاء در او پيدا نميشود چنانچه تا معرفت بسلطان قاهر يا بحيوانات موذيه يا بسباع درنده نداشته باشد خوف از آنها پيدا نميكند كسانى كه منكر معاد و جهنم و عذاب هستند ابدا خوفى ندارند همين نحو كه اگر جاهل بعظمت و كبريايى و جبروتيت حق هست خوفى هم ندارد و در باب فضيلت علم همين بس كه اشرف صفات ربوبيست و در حديث است العلماء ورثة الانبياء - عالم ينتفع بعلمه افضل من سبعين عابد - العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء الناس موتى و اهل العلم احياء * على الهدى لمن استهدى ادلاء عابد و عارف و زاهد همه طفلان رهند * مرد اگر هست بجز عالم ربانى نيست بلكه ابدان آنها در قبر نميپوسد بلكه بدنى كه تماس با بدن عالم كرده باشد چنين است لكن خوف ممدوح آن است كه آثار خوف در او ظاهر باشد در اعمال عبادى كوتاهى نكند و نزديك معاصى نرود و علمش مقرون به عمل باشد چنانچه