السيد عبد الحسين الطيب

3

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

( لعلك ) ترديد نيست از خداوند متعال ، بلكه به معناى اين است كه نزديك است خود را از غم و همّ هلاك كنى . ( باخِعٌ نَفْسَكَ ) بخوع را به معنى قتل و هلاكت تفسير كردند از غصه و همّ يا از وجد و سرور . چون حضرتش بسيار مايل بود كه تمام بشرف اسلام مشرف شوند و عدم ايمان اينها ، باعث حزن آن حضرت بود ، چنانچه امروز اين اعمال و كردار و رفتار نوع ما ، باعث حزن حضرت رسالت و ائمه اطهار بالاخص حضرت بقية اللَّه است ، كأنه تيريست به قلب مطهر او مىخورد ، بخصوص از افراد شيعه كه خود را منتسب به اين خاندان مىدانند . ( أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ) خداوند براى تسليت قلب مبارك رسول آياتى نازل فرمود . مثل ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( سوره حجر آيه 3 ) و مثل : « ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ » و غير اينها . و در شأن نزول اين آيه شريفه ، ابن شهر آشوب از عياشى باسناده عن الصادق ( ع ) روايت مىكند كه حضرت رسول به امير المؤمنين ( ع ) فرمود : من از خدا خواستم اينكه بين من و تو موالات بيندازد و اخوت قرار دهد و تو را وصى من مقرر فرمايد ، خداوند هم اجابت فرمود . « فقال رجل و اللَّه لصاع من تمر خير مما سئل محمد ( ص ) » ولى حضرت نام آن رجل را تقية بيان نمىفرمايد ، ما هم اقتداء به آن بزرگوار مىكنيم . [ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 4 ] إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ ( 4 ) اگر اراده كنيم و مشيت ما تعلق بگيرد ، هر آينه نازل مىكنيم بر آنها از آسمان ، آيه و نشانه‌اى كه گردن آنها را كج مىكند و فرو مىبرد ، در حال نزول آن آيه و خاضع و خاشع مىشوند . اخبار بسيار بالغ بر چهارده حديث از ائمه اطهار رسيده كه اين آيه كه از آسمان نازل مىشود ، صيحهء آسمانى است كه قبل از ظهور حضرت بقية اللَّه ظاهر مىشود و از علائم ظهور است . مثل خروج سفيانى ، خسف بيداء ، خروج خراسانى با علمهاى سياه ، قتل نفس