السيد عبد الحسين الطيب

19

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

كه خداى موسى را بكشد خدا را به او بشناساند بگويد وجود بسيط صرف الوجود اعلا مراتب الوجود غير متناهى ازلا و ابدا داراى جميع كمالات ذاتيه مثل علم ، قدرت ، حيات ، منزه از جميع عيوب و نواقص رب الملائكة و الروح و امثال اينها فرعون با اين حماقتش درك نميكند و نمى فهمد لذا به آثار قدرت جواب داد : [ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 24 ] قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ( 24 ) حضرت موسى فرمود رب العالمين رب آسمانها و زمين است و آنچه بين آسمانها و زمين است اگر شما هستيد كه يقين پيدا ميكنيد . اين جواب و لو فى نفسه تمام است زيرا از آثار پى بمؤثر ميبرد و اين آثار مسبوق بعدم است و البته موجد لازم دارد زيرا هر حادثى محتاج بمحدث است و در آيات شريفه قرآن بسيار ، از اين راه وارد شده و اين را طريقه متكلمين ميگويند چون امر حسى است و نوع بشر درك مىكند . و از براى اثبات صانع سه طريق گفتند : يكى همين طريق كه طريقه متكلمين است و يكى طريقه حكماء است كه از راه امكان و وجوب كه هر ممكنى محتاج است بموجب تا منتهى شود بواجب ، ديگر طريقهء اولياء است كه قطع نظر از ممكنات و محدثات و مخلوقات بنفس وجود حق « يا من دل بذاته على ذاته و تجانب عن مخلوقاته » « الغيرك من الظهور ما ليس لك » در خطب امير المؤمنين . لكن مثل فرعون درك نميكرد حتى طريقه متكلمين را كه بحواس ظاهره درك مىشود لذا متحير شد كه اين جواب عطف مجهول بمجهول است او سؤال كرد رب العالمين كيست جواب داد : قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا است لذا گفته مىشود كه رب سماوات و ارض كيست باصطلاح سؤال از حقيقت شيء مىكند كه چه جنسى است ؟ و چه نوعى ؟ بشر است ، ملك است ، جن است ، حيوان است ، نبات است ، جماد است ، خورشيد است ، ماه است ، كواكب است چيست حضرت موسى چون ميدانست خداوند از اين نوع انواع و اجناس نيست و معرفت بذات او از حد ممكنات خارج است « ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك » ممكن هر كه هست و هر چه هست محدود است و محدود چگونه پى ميبرد به غير محدود .