السيد عبد الحسين الطيب

13

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 11 ] وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ( 11 ) و نميامد آنها را از پيغمبرى مگر آنكه بودند با و استهزاء ميكردند وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ نكره در سياق نفى افاده عموم مىكند شامل جميع رسولان مىشود حتى آدم ابو البشر كه سر سلسله انبياء بود آن هم گرفتار استهزاء قوم بود ، زيرا عمر حضرت آدم تا زمان ولادت حضرت نوح گفتند باقى بود و هزار اولاد آورد و هر كدام از آنها در اين مدت هزارها اولاد آوردند على التعاقب و مسلما قبل از نوح دستگاه بت پرستى رواج داشت ، چنانچه از آيات وارده در قضاياى نوح استفاده مىشود و البته آدم و انبياء از ذريه او تا زمان بعث نوح بر دين حضرت آدم بودند و مشركين از ذريّه آدم آنها را استهزاء ميكردند ، بلكه صورت انبياء كه رحلت كرده بودند ميگذاشتند و عبادت ميكردند و اين اساس شرك و استهزاء تا زمان حضرت رسالت بود ( إِلَّا كانُوا بِهِ ) به آن رسول كه آمده بود آنها را ( يَسْتَهْزِؤُنَ ) گاهى ميگفتند مجنون گاهى ساحر گاهى كذاب ، گاهى مفترى ، گاهى جن زده ، گاهى دست بر دهان ميزدند و هو ميزدند غير از اذيتهاى بدنى چه اندازه آنها را كشتند و چه اندازه حبس كردند و چه اندازه تبعيد كردند و چه اندازه آنها را ميزدند تا ضعف ميكردند و اين آيه شريفه اولا تسليت قلب مطهّر حضرت رسالت است كه ظلمها و اذيتهايى كه از مشركين به آن بزرگوار وارد شد تحمل كند كه سنگ بقدمهاى او ميزدند خاكروبه و شكمبه شتر به سرش ميريختند عبا به گردن مباركش فشار ميدادند تا نفس حبس ميشد دور خانه‌اش را احاطه كردند كه او را بقتل رسانند حتى بنا گذاشتند كه ديگر با او و اصحابش نان و آب نفروشند كه سه سال حضرتش در شعب ابى طالب با مؤمنين به او پناه برده بودند تا اينكه از ميانه آنها فرار كرد پس از آمدن بمدينه لشكر كشى كردند و جنگ بدر و احزاب و احد را به پا كردند و يك عده آنها به صورت ظاهر ايمان آوردند و باطنا منافق بودند و چه اذيتهايى به آن بزرگوار كردند تا از ميانه