السيد عبد الحسين الطيب

128

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

« مقدمه چهارم » : يهود انديشه باطل و بى اساسى درباره حضرت سليمان دارند و بنا بر آنچه در كتب آنهاست العياذ باللّه به آن حضرت نسبت بت پرستى و شرارت ميدهند چنانچه در كتاب اول پادشاهان باب يازدهم از جمله پنجم تا دهم مذكور است و چنانچه از آيه شريفه و بعضى اخبار استفاده مىشود يهود گمان مىكردند كه حضرت سليمان ساحر ماهرى بوده و بواسطه سحر و نيرنجات بچنين سلطنتى نائل شده و قدرت و غلبه بر وحوش و طيور و جن پيدا نموده و غرائب امور و خوارق عادات از او سر ميزده است و خداوند ساحت مقدس سليمان را از اين افتراء تنزيه فرموده و نسبت كفر و سحر را بشياطين داده كه بمردم تعليم سحر نموده و آنان را گمراه مىنمودند چنانچه مىفرمايد : وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ « مقدمه پنجم » چنانچه از ظاهر آيه استفاده مىشود شياطين بمردم سحر ميآموختند و مردم را باعمالى كه موجب تفرقه و ضرر و زيان آنها بود وادار مى نمودند و اين تعليم يا بواسطه الهام شياطين باولياء و دوستانشان بود چنانچه در آيه ديگر ميفرمايد إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ « 1 » و يا بواسطه نوشتن سحر و نيز نجات و پنهان نمودن آن در زير تخت سليمان و منتشر نمودن آن بعد از فوت سليمان بود چنانچه از خبر مروى از تفسير عياشى از حضرت باقر عليه السّلام معلوم ميگردد . و روى اين اصل مردم بسيار گرفتار سحر و مضرات ناشيه از آن شدند و خداوند دو ملك را به صورت آدمى مصور نمود كه راه ابطال و دفع سحر را بمردم بياموزند و آنها بمردم گفتند كه ما براى امتحان و افتتان شما آمده‌ايم مبادا از اين علم سوء استفاده نموده و بر ضرر يكديگر به كار بريد ، ولى مردم از علم

--> ( 1 ) - سورة انعام آيه 121