السيد عبد الحسين الطيب
12
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
حضرت فرمود مقصود از دار هدنه دارى است كه بنهايت ميرسد و منقطع ميگردد « 1 » پس هر گاه فتنههايى چون قطعات شب تاريك امر را بر شما مشتبه ساخت بر شما باد بتمسك به قرآن زيرا قرآن شفاعت كنندهء است كه شفاعت او مورد قبول ، و خصومت كنندهء است كه خصومتش گواهى مىشود ، هر كه قرآن را جلو خويش قرار دهد ( بدستوراتش رفتار كند ) او را ببهشت كشاند و هر كه قرآن را پشت سر قرار دهد ( مخالفت با آن كند ) او را به طرف دوزخ راند ، قرآن راهنمايى است كه ببهترين طريق راهنمايى مىكند و كتابى است كه در آن حق و باطل را از يكديگر جدا ، و حقايق را هويدا ، و محصّل و مقصود از هر چيزى را آشكارا ميسازد و كلام حقى است كه باطل در آن راه ندارد ، براى قرآن ظاهرى و باطنى است ، ظاهر قرآن حكم ، و باطن آن دانش است ، ظاهر قرآن نيكو منظر و شگفتآور ، و باطن آن عميق ، و از فهم عموم فراتر است ، آسمان قرآن را ستارگانى است و بر بالاى آن ستارگان ستارگان ديگر ( داراى آياتى است كه
--> ( 1 ) - هدنة را در لغت بمعنى مصالحه و سكون ضبط كردهاند و حضرت دار هدنه را در جواب مقداد بدار بلاغ و انقطاع تفسير مينمايد ، و شايد وجه تعبير حضرت از دار دنيا بدار هدنه و تفسير بدار بلاغ و انقطاع اين باشد كه اصل هدنه مصالحه و سازش بين دو دسته متحارب است ( چنانچه مجمع البحرين ضبط كرده ) و پيداست كه سازش بين متحارب سازش و آرامش موقت است و چون دار دنيا دار تمهل و املاء ( مهلت دادن ) و امتحان است و به مجرد اينكه كسى اوامر الهى را مخالفت كند از وى مؤاخذه نميشود و بنكال و عقوبت عملش گرفتار نميگردد ، اين تمهل و املاء الهى را بهدنه و سازش تعبير فرموده و جواب حضرت هم جواب از غايت و نتيجه است چه غايت تمهل بلاغ و انقطاع است و نيز اشاره بتجدد و تصرم موجودات است زيرا هر موجود ممكنى آن به آن موجود و معدوم مىشود و دائما در خلع و لبس است و در حكمت ثابت شده كه معلول و ممكن چنانچه در حدوث احتياج به علت دارد در بقاء هم محتاج به علت است و بايد آن به آن افاضه شود چون چراغ كه هر آنى احتياج بمدد نفت دارد