أبو الحسن الشعراني

83

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

علّامه شعرانى : روح مجرّد است و غيرجسمانى ، الّا آن‌كه عوام را دشوار است تصوّر مجرّد كردن و بهترين تمثيل براى آنان باد است كه خود ديده نمىشود و آثار آن مرئى است . همچنين مجرّدات ديده نمىشوند و آثار آنها مرئى است ، و اگر كسى پندارد كه جان انسانى حقيقتا باد است در مجارى عروق ، سخت به خطا رفته و اگر گويد : نظير باد است كه خود ديده نمىشود ، صحيح گفته است و تنظير نيكو كرده . و روح در اصطلاح اطبّا ، بخارى است داراى مزاج خاصّ و سخن از آن نداريم . و بهتر آن است كه روح را تشبيه به نور آفتاب كنيم كه چون بر در و ديوار تابد روش كند و اگر ديوار خراب شود ، نور بماند و فانى نشود . چنان‌كه قوام نور به آفتاب است نه به ديوار ، قوام روح به عالم اعلى است و امر خدا ، نه بدن . « 1 » قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ . « 2 » مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : سبب نزول اين آيه آن بود كه حبرى از احبار جهودان ، نام او عبد اللّه صوريا ، بيامد و با رسول عليه السّلام مناظره كرد و او را از چند مسأله پرسيد . چون جواب بيافت و حجّت بر او متوجّه شد گفت : كدام فرشته به تو مىآمد از آسمان ؟ رسول عليه السلام گفت : آن فرشته كه به جملهء پيغمبران مىآمد ، نام او جبرئيل . پس صوريا گفت : او دشمن ماست اگر به جاى او ميكائيل بودى ، ما ايمان مىآوريم . علّامه شعرانى : سخن خاصّ مردى يا جماعتى است نه از اعتقادات ضرورى يهود كه همه بدان معتقد باشند ، مانند آن‌كه جماعتى از مسلمانان زينت كردن و طعام نيكو

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 252 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 97 .