أبو الحسن الشعراني
76
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
آن بگذرد ، حكم قضا حكم ديگرى است ناشى از مصلحت ديگر و شايد در كيفيّت با اصل حكم فرق داشته باشد ؛ چنانكه بگويند قضاى صبح را چهار ركعت بايد خواند ، اطاعت بايد كرد و اين را نسخ حكم اوّل نبايد شمرد تا نسخ قبل از فعل لازم آيد و گرنه نسخ قبل از فعل پيش از گذشتن زمانى كه نتوان به جا آورد عبث و از شارع محال است . « 1 » مؤلف : بيشتر مفسّران گفتند : خداى تعالى ايشان را فرمود كه گاوى بكشند هرچه باشد ؛ اگر مراجعت نكردندى و گاوى بكشتندى ، هرگونه كه بودى مجزى بودى از ايشان . و ليكن چون بر خويشتن سخت بكردند ، خداى تعالى بر ايشان سخت بگيرد . چون خداى تعالى ايشان را گفت گاوى بكشى ، مصلحت در آن بود كه گاوى بكشتندى بر هر وجه كه بودى ، چون مراجعت بكردند ، گاوى بايست موصوف به صفات اوّل ، اگر بكردندى و مراجعت نكردندى مجزى بود . ديگرباره مراجعت كردند ، مصلحت بگشت گاوى بايست به اين لون مخصوص . چون دگرباره مراجعت كردند ، گاوى بايست جامع اين جمله صفات را كه در سه آيت هست . و اين مذهب معتزليان و اصحاب الحديث است و بيشتر متكلّمان در اصول فقه . علّامه شعرانى : قول اوّل كه از معتزليان و اصحاب حديث روايت كرد ؛ يعنى اوّل هر گاو مىكشتند ، كافى بود . پس از آن بر خود سخت گرفتند و خداوند هم قيد زياده كرد . در روايات ما نيز وارد شده است ، امّا چون روايت آحاد است ، مؤلف آن را دليل قرار نداد . « 2 » . . . وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ . « 3 » مؤلف : [ در جريان بقرهء بنى اسرائيل ] روايتى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه اگر
--> ( 1 ) . همان ، ص 230 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 221 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 70 .