أبو الحسن الشعراني

59

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

علّامه شعرانى : تفسيرى بسيار بعيد است گرچه در تورات « 1 » همين مذكور است . گويى تا مدّتى آدم و حوّا از خير و شرّ خبر نداشتند و آدم كه به وى تعليم اسماء كردند و از ملائكه در علم درگذشت ، مانند حيوان قبح كشف عورت را نمىدانست . و اين تفسير مناسب قول كسى است كه آدم را كنايه از نوع انسان داند نه يك مرد خاصّ . و گويد نوع انسان وقتى مانند حيوان در جنگل‌ها مىزيست و از خوب و بد خبر نداشت و كشف عورت بر وى قبيح نبود . وقتى به تدريج از خير و شرّ باخبر گشت بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما ؛ « 2 » عورت آنها بر آنها آشكار شد و اين دانستن ، آغاز بدبختى و زحمت او گشت و وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ « 3 » را هم نسبت به نوع انسان گويند . و اينها همه تأويل بر خلاف ظاهر و بر خلاف اقوال اهل تفسير است . و در تفسير منسوب به عسكرى عليه السّلام آمده است كه اين درخت علم آل محمّد عليهم السّلام بود . « 4 » فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ . « 5 » مؤلف : و بيرون آوردن آدم و حوّا عليهما السّلام از بهشت نه بر سبيل عقوبت بود ؛ چه عقوبت مضرّتى بود مستحقّ مقرون به استخفاف و اهانت ، و استخفاف و اهانت در حقّ پيغمبران آن‌كس روا دارد كه قدر و منزلت ايشان نداند و آن‌كس كه خداى تعالى ما را در حقّ ايشان به غايت اجلال و نهايت تعظيم فرموده است چگونه شايد كه مهان و موبخ و مستخفّ باشد . علّامه شعرانى : در تورات « 6 » آمده است كه چون از درخت دانستن نيك‌وبد

--> ( 1 ) . تورات ، سفر تكوين ، باب سوم ، ص 4 . ( 2 ) . اعراب ( 7 ) آيهء 22 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 31 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 143 . ( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 36 . ( 6 ) . تورات ، سفر تكوين ، باب سوم ، ص 4 .