أبو الحسن الشعراني
55
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
تعليم مىكردى ، مانند لغاتى كه آموختهايم ، ياد مىگرفتيم . و از اين قبيل اعتراضات بسيار است ، امّا اصل مبنا صحيح نيست و سخن فرشتگان نوع ديگر است ، چنانكه منطق الطير و سخنان مورچه با سليمان نوع ثالثى [ است ] و هيچيك مستعدّ كلام آدم نبودند و گرنه ، خداوند از فيض دريغ نمىفرمود . و اعتراف ملائكه به آن است كه ديدند آدم لياقت بيان دارد . « 1 » مؤلف : اگر گويند : فرشتگان از كجا دانستند كه آدم در آن خبر كه داد ، راستگوست ؟ و آن اسماء آن چيزهاست بر وفق راستى ؟ گوييم : لا بد باشد از آنكه خداى تعالى علمى از آن اعلام معجز به آن مقرون كند كه فرشتگان عند آن ، صدق دعوى آدم بدانند در آنچه گفت . علّامه شعرانى : چون ملائكه ديدند آدم از معانى به الفاظ تعبير مىكند و اصوات مختلفه كاشف از ما فى الضمير قرار داده ، تصديق حكمت پروردگار كردند در خلق آدم و اين نياز به معجزه ندارد . شبهت از آن برخاسته كه مردم ملائكه را مانند انسانى فرض كنند با تكلّم انسان ، با آنكه آنها موجود ديگرند و از عالم ديگر . « 2 » مؤلف : وجه ، آخر و هو أنّه لا يمتنع أن يكون للملائكة لغات مختلفة ، و كلّ قبيل منهم يعرف أسماء الأجناس في لغته دون لغة غيره . علّامه شعرانى : لعلّ تكلّم الملائكة نوع آخر غير كلامنا ، و الصواب إيكاله إلى اللّه . « 3 » وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ . « 4 » مؤلف : قرأ أبو جعفر وحده : « للملائكة اسجدوا » بضمّ التاء حيث وقع كذلك : « قل ربّ احكم » بضمّ الباء .
--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 168 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 135 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 80 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 34 .