أبو الحسن الشعراني
525
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
گفتند ، بكرد و بر ايشان ردّ كرد ، باز نمود كه خطا كردند بندگان را ، تذكير كرد به بعضى نعمتهاى خود تا بدانند كه كس را نرسد كه تحليل و تحريم كند ، مگر آن را كه منعّم باشد بر بندگان خود به انواع اين نعمت . علّامه شعرانى : خلاصه آنكه هر قاعده و قانون كه مردم قرار دهند ، بر ديگران اطاعت آن واجب نيست و هيچكس نمىتواند ديگرى را اجبار به اطاعت رأى خود كند ، جز خداوند تبارك و تعالى ؛ چون همهء افراد انسان با يكديگر مساوى هستند و كسى از بندگان نمىتواند اختيار و آزادى را از ديگرى سلب كند ، جز خداوند كه خالق و منعم آنهاست . « 1 » وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ . « 2 » مؤلف : و در اين حقّ خلاف كردند . عبد اللّه عبّاس گفت و محمد بن الحنفيه و زيد بن أسلم و حسن بصرى و طاووس و جابر بن زيد و قتاده و ضحّاك : مراد زكات است و چون چنين باشد ، امر بر وجوب بود . و از باقر عليه السّلام روايت است : و به نزديك ما عند بدوّ صلاح زكات واجب شود و دادن به وقت ارتفاع باشد . علّامه شعرانى : يعنى آن وقت كه معلوم شود دانه و ميوه درست شده و اگر آفتى از خارج بدان نرسد از ناحيهء خود درخت و ميوه و غلّه نقصى نيست . « 3 » مؤلف : آنچه واجب است در غلّات و ثمار عشر است يا نصف العشر . اگر از جايى آب خورد كه آنرا مؤونتى نبود ؛ چون آب باران و رود ، عشر بايد داد ( ده يك ) و اگر آب را مؤونت باشد ، چو آب كاريز ، نصف العشر بايد داد . علّامه شعرانى : آب كاريز آب قنات است و چاه نيز همين حكم دارد و اگر آب رود
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 75 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 141 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 76 .