أبو الحسن الشعراني

523

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

جهت وصف به خالصة آورد . « 1 » سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ . « 2 » مؤلف : من جزا دهم ايشان را به اين وصف كه كردند و اين دروغ كه گفتند . و باء بيفكند ، فعل به وصف رسيد و در او عمل كرد و مفعول به بيفكند ، و التقدير : سيجزيهم العقاب بوصفهم . علّامه شعرانى : در تفسير المنار « 3 » گويد : در اسقاط باء نكته عالى است در بلاغت ؛ چون جزاى هر عمل اثر آن صفتى است كه از عمل در نفس پديد مىآيد از تزكيه و پاكى يا آلودگى و زنگ . پس گويى عقاب عين عمل است براى آن‌كه نفس متنعّم مىشود يا معذّب مىشود به آن صفت كه از اعمال در آن منطبع مىگردد . و گويد اين معنى را در تفسير مكرّر گفته‌ايم و البته مقصود او تجسّم يافتن صفات و اعمال است نه انكار حشر جسمانى . و پيش از اين در تفسير آيهء 128 النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدِينَ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ حديثى از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده است از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه اگر خداى خواهد جماعتى از اشقيا را از آتش بيرون برد و به بهشت درآورد ، خواهد كرد . و از ابى هريره آن‌كه روزگارى بر جهنّم آيد كه هيچ‌كس در آن نماند و از ابن مسعود آن‌كه زمانى بر جهنّم مىآيد كه درهاى آن بسته مىشود و هيچ‌كس در آن نيست و از شعبى آن‌كه جهنّم زودتر آباد مىشود و زودتر ويران . و گويد در اين باب دو قول معروف است از صحابه و تابعين . و گويد اين روايات دلالت بر آن دارد كه عقاب از ناحيهء صفات خبيثه نيست ؛ چون اگر صفات خبيثه موجب عقاب باشد و اين صفات زائل‌شدنى نيست ، بايد عقاب هم زائل‌شدنى نباشد . و جواب مىدهد كه عقل به تفاصيل معاد راه ندارد و ما دوام يا عدم دوام عذاب را از شرع بايد فراگيريم و شايد

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 71 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 139 . ( 3 ) . المنار ، ج 8 ، ص 138 .