أبو الحسن الشعراني

484

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

او قادر است بر اين و ليكن براى آن نمىكند كه حكمت مانع است از اين و مثله قوله تعالى : إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ . « 1 » و كذلك قوله همهء كافران را به دلالت آن‌كه آمر است به آن و آمر لا بدّ مريد است مأمور به را على ما بيّن في غير موضع . علّامه شعرانى : خداوند انسان را آزاد و مختار آفريده است و آنان را نهى كرد از قهر و اجبار ديگران ، و جبّاران را نكوهش فرمود ، مانند فرعون و نمرود كه ارادهء خود را بر بندگان خدا به قهر و اجبار تحميل مىكنند و فرمود كسى كه خود را به علامات جابرانه نشان كند ، مانند شرطى و عراف كه چون مردم آنها را ببينند ، بترسند ، هرگز گناهشان آمرزيده نشود و در شب قدر كه رحمت خدا شامل همهء گناهكاران مىشود ، شامل آنان نمىشود . و پيشرفت انبيا در مقابل جبّاران براى آن است كه استقلال و اختيار فردى را كه طبيعى بشر است ترويج مىكردند . پيشرفت دنيا و ترقّى روح در آخرت براى كوشش افراد انسان است ، و اگر مقهور باشند مانند جمادات ساكن مىمانند و امانت الهى را كه عقل و فكر است ، به كار نمىبرند . از اين جهت ، خود خداوند انسان را قهر بر ايمان نكرد و رسولان خويش را نفرمود قهر كنند و اين مردم نادان كه از پيغمبر ما آيات قهر مىخواستند ، از غايت جهل مىپنداشتند خداى مانند جبّاران است كه اگر پيشرفت كارى خواهند آن را به قهر انجام مىدهند و اگر خدا بخواهد مردم شراب نخورند ، شراب را نيافريند ، چنان‌كه خيّام گويد : انگور حلال خويش در خم كردم * گو تلخ مكن خداى تا مى نخورم و ندانست اگر خداى قهر مىخواست انسان را از اوّل مانند ملائكهء معصوم مىآفريد و ليكن اين نوع موجود مختار هم ماهيّتى است مستحقّ وجود ، از خداى تعالى فيض مىطلبد . « 2 »

--> ( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 4 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 419 .