أبو الحسن الشعراني

476

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

كرد ، مرا گفت : اى غلام ! گفتم : لبّيك يا رسول اللّه ! گفت : اى غلام ! خداى را نگاه‌دار تا تو را نگاه دارد و خداى را نگاه‌دار تا در پيش خويش يا بى و با خداى در راحت آشنايى بسيار كن تا در شدّت تو را شناسد و چون خواهى از خداى خواه و چون يارى طلبى از او طلب ، علم او برفت به هرچه بودنى هست ، اگر خلايق جهد كنند تا تو را نفعى كنند كه خداى تعالى به آن قضا نكرده باشد ، تو را نتوانند و اگر خواهند تا تو را مضرّتى كنند تا خداى تعالى آن بر تو نوشته نباشد نتوانند . اگر توانى تا صبر كنى با يقين به كجاى بكن و اگر بتوانى صبر كن كه صبر بر آنكه تو آن را كاره باشى ، در آن خيرى بسيار است . علّامه شعرانى : شوردل و بىآرامى در انسان هميشه براى كارى است كه احتمال حصول آن بدهد و آن‌كه نوميد است ، آرام مىنشيند و نيز آن‌كه يقين به حصول كارى دارد ، تشوير ندارد . پس مؤمن به قضاى الهى كه مىداند غير حكم او واقع نخواهد شد به‌هرحال صبور است و آن‌كه به قضا ايمان ندارد ، بايد با فرض انكار قضا باز به صبر و تحمّل و تفكّر كار بهتر و نيكوتر برآيد و به شتاب و عجله چشم بصيرت بسته مىشود و راه چاره به روى انسان بسته مىگردد . « 1 » الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ . « 2 » مؤلف : آنها را كه داده‌ايم كتاب - يعنى تورات و انجيل - مىشناسند رسول خدا را به حليه و صفتى كه در تورات و انجيل هست ، همچنان‌كه مىشناسند پسران خود را به حليه و صفت ايشان . علّامه شعرانى : در فصل 18 از سفر تثنيه خداوند به موسى عليه السّلام خبر داد كه پيغمبرى مانند تو از برادران بنى اسرائيل مبعوث مىكنم و كلام خود را به دهان او

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 398 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 20 .