أبو الحسن الشعراني

449

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

معنى قدما و محدّثين به كنايت و تصريح بسيار اشعار گفتند . ابن طباطبا گفت : و كان لي حاسب إن رحمت ملتجئا * ما في يديه إذا ما جئت مجتدية أضاف تسعين يقفوها ثلاثتها * إلى آلاف و تسع مائة إن رحصت ما في يديه ملتمسا * و جئت اشكو إليه ضيق يدي أحصى الوفا تراه أربعة * منقووصة سبعة من العدد علّامه شعرانى : در عهد قديم تا ده هزار عدد را با انگشت حساب مىكردند و اين عملى بود سهل و از خطا در جمع كردن ايمن بودند و چيزىكه در عهد ما قائم‌مقام آن شده ، چرتكه است . و براى هر عدد انگشتان دست به وضعى قرار مىگرفت كه هر كس آن را مىديد ، عدد را مىخواند و تفصيل آن طولانى است . بارى ، در حساب چون به سه هزار و نه‌صد و نود و سه مىرسيدند ، همهء انگشتان از هردو دست بسته مىشد . و در حديث است كه ابو طالب ، عمّ پيغمبر ، ايمان آورده بود ، هنگام وفات به آن تصريح كرد و به عقد اصابع 63 نشان داد ؛ يعنى همهء انگشتان دست راست غير سبّابه را خم كرد و شست را روى انگشت ميانه نهاد و سبّابه را كه انگشت شهادت گويند ، مستقيم نگه داشت ، چنان‌كه معهود است ؛ چون شهادت به وحدانيّت خدا مىدهند ، دست و انگشت سبابه را بدان وضع نگهدارند ، يعنى خداى يكى است . بارى ، معنى شعر اين است كه من حاسبى مىشناسم كه اگر به او پناه برم و از مالى كه در دست دارد ، چيزى بخواهم نود را با 3900 اضافه مىكند ؛ يعنى در حساب اين عدد را انتخاب مىكند . « 1 » وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ . « 2 » مؤلف : مجاهد و بعضى ديگر گفتند ، مراد جهودانند تنها و مراد آن مخالفت و

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 269 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 64 .