أبو الحسن الشعراني
44
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
در فصاحت و بلاغت بىمثليد و در براعت و جزامت بىنظير ، بعضى از كلام كه باشد از فصاحت و براعت و حسن نظم و جزامت لفظ و اخبار از امور غيبيّه مانند آن چيزى كه ما فرستاديم . علّامه شعرانى : دو جهت از جهات اعجاز قرآن است : يكى آنكه در فصاحت و بلاغت خرق عادت كرده است ، چون هيچ فصيحى در هيچ زبان بدان حدّ نرسد كه كسى يك بيت يا يك سطر مانند او نتواند گفت ، هرچند امرؤ القيس و سعدى باشد و همچنين استادى در صنايع ديگر . آنكه مشهور گردد به واسطهء اغلبيّت محاسن اوست در اغلب آثار نه آنكه هيچكس اتفاقا هم نتواند صنعتى نمايد مانند او ، بر خلاف قرآن كه خرق عادت كرده است . و دوم ، اخبار غيب ، مثل غُلِبَتِ الرُّومُ « 1 » و غير آن . « 2 » فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ . « 3 » مؤلف : آتش دوزخ ممتاز است از ساير آتشهاى ديگر به آنكه برفروزانندهء آن مردمانند ؛ يعنى كافران و معاندان و اهل طغيان و سنگهاى كبريت كه حرارت آن سختتر است و نتن آن ناخوشتر . و قول اصحّ آن است كه مراد از حجاره ، بتانىاند كه كفار از سنگ تراشيدهاند . و مخفى نيست كه « وقود حجاره » دلالت مىكند بر كمال شدّت و غايت قطاعت آن آتش ؛ زيرا كه آتش سنگ را نمىگدازد ، مگر وقتى كه به نهايت حرارت رسيده باشد . و در خبر است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه آتش دنيا جزئى است از هفتاد جزء آتش دوزخ . علّامه شعرانى : معلوم مىشود كه آتش مادى اين جهان معلول آتش آن جهان است ، چنانكه علّت همه چيز مادّى موجودات مجرّدند و هرچيز مجرّد در هر
--> ( 1 ) . روم ( 30 ) آيهء 2 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 124 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 24 .