أبو الحسن الشعراني

431

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

او را به جنگ مىدارد ، بلكه در نعم دنيا همين حكم است : يكى ، به صدق و امانت و تقوا و كوشش و فكر به مال حلال مىرسد و ديگرى ، به بطالت و تن‌پرورى و خيانت و جهل از ثروت و جاه مشروع محروم مىماند و حسد او را به قتل و دزدى و خيانت و آشوب و مخالفت وادار مىكند و خداوندگار ، اين جهان را بر قواعدى مقرّر داشته است كه قابيل صفتان مخالف آنند و غالب جنگ‌هاى شيطانى جهان از اين برخاسته است . « 1 » فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً . « 2 » مؤلف : چون قابيل به كار برادر درماند ، خداى تعالى دو كلاغ را بفرستاد تا به يكديگر جنگ كردند و يكى ديگر را بكشت ، آن‌گه بيامد و به چنگال زمين بر رفت و او را در آنجا نهاد و خاك با سر او كرد . علّامه شعرانى : از آيهء قرآن معلوم نمىگردد كلاغى كلاغ ديگر را كشت ، بلكه زمين را مىكند ، گويى چيزى پنهان كرده را مىجست و اين عادت كلاغ است . « 3 » مؤلف : و « بعث » در آيه به معنى الهام است ؛ يعنى خداى تعالى الهامى داد دو كلاغ را . و گفته‌اند : معنى « بعث » تحريض است و آغاليدن . و گفته‌اند : معنى تقييض است و جهانيدن و بعث و بحث و فحص يكى باشد و در مثل : كالباحث بظلفه عن حتفه . علّامه شعرانى : گويند : جماعتى مىخواستند گوسفندى بكشند ، كارد نبود ، گوسفند به سم خود زمين را كاويد ، كاردى بيرون آمد و به آن او را كشتند و معنى مثل آن است كه به سم خود در جست‌وجوى مرگ خود شد . « 4 » مؤلف : چون قابيل هابيل را بكشت ، آدم عليه السّلام او را مرثيه كرد به زبان سريانى و آدم به

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 178 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 31 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 180 . ( 4 ) . همان .