أبو الحسن الشعراني
395
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
نكاح ايشان براى طمع در مال ايشان . و آيه محتمل است هردو معنى را ، و مفسّران هر دو قول را گفتهاند . و اين احتمال در آيت براى آن است كه آن حرف كه با رغبت مستعمل بود من لفظة « في » أو « عن » در آيت مذكور نيست . علّامه شعرانى : رغبت گاهى با حرف « في » استعمال مىشود ، يعنى رغبت در كارى كردن و گاه با « عن » ، يعنى نفرت از آن نمودن . و در آيهء كريمه نه با « في » مذكور است و نه با « عن » ، پس مىتوان به هريك از دو معنى تعبير كرد : نفرت داريد از نكاح آنان يا رغبت داريد در آن . « 1 » وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً . « 2 » مؤلف : مفسّران گفتند : آيت در عمره . و قيل : خويله بنت محمّد بن مسلمه آمد كه او به حكم اسعد بن ربيع بود ، چون پير شد ، اسعد زنى جوان بكرد بر سر او . او برخاست و به شكايت پيش رسول آمد و اين حال باز گفت ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . اين قول كلبى است . علّامه شعرانى : اگر گويى : خداوند عالم چرا همهء احكام را مرتّب و يكباره از آسمان نفرستاد تا احتياج به اين نباشد كه اتّفاقى افتد و مناسب آن حكم نازل فرمايد ؟ گوييم : اولا ، خداوند مصلحت حكم خويش را بهتر مىداند ، و ديگر آنكه اگر قواعدى مرتّب از اوّل فقه تا آخر آن يكباره نازل مىشد ، جاى آن بود كه مردم توهّم كنند رسول صلّى اللّه عليه و آله خود آن را تأليف كرده است . امّا چون اتّفاقى مىافتاد و مدّتى آن حضرت - صلوات اللّه عليه - دربارهء آن منتظر مىماند و چيزى نمىفرمود ، سپس حالت وحى - كه غيرطبيعى است - بر آن حضرت عارض مىشد و حكم بيان مىكرد ، همه مىدانستند او از پيش خود نمىگويد و از عالم ديگر بر وى القا مىشود . « 3 »
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 26 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 128 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 27 .