أبو الحسن الشعراني

366

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

جايز نيست و به جاى آن مرد بايد خود كوشش كند و از خداى بخواهد تا چنان‌كه به ديگرى نعمت داد ، به او نيز بدهد . و اينها ردّى است بر بسيارى از اوهام مردم عصر ما . « 1 » مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : مراد نصيب ميراث است كه چون زنان را نصيب كم از ميراث مردان آمد ، تمنّاى حال ايشان كردند ، خداى تعالى از آن نهى كرد و گفت : هر كس را نصيب خود است . و بر اين قول اكتساب به معنى اصابه و حوز باشد . و در اين قول ضعفى هست ؛ براى آنكه خلاف ظاهر است . علّامه شعرانى : حوز از حيازت كردن ، يعنى جمع مال . و مؤلف گويد : اين خلاف ظاهر آيهء قرآن است ؛ چون وارث را كه تصرّف در تركه مىكند و آن را مالك مىشود ، نمىگويند آن را كسب كرده است . « 2 » وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ . « 3 » مؤلف : و عبد الرحمن عوف روايت كرد كه رسول عليه السّلام گفت كه من به سوگند مطيّبان حاضر بودم و من كودك بودم با بعضى اعمام خود و اختيار نكنم كه آن عهد شكافته بشود و به بدل آن مرا شتران سرخ‌موى سياه‌چشم باشد . علّامه شعرانى : گروهى در جاهليّت باهم سوگند خوردند بر يارى يكديگر و ظرف عطرى حاضر آورده ، همه دست در آن زدند ، از اين‌روى آن را حلف مطيّبين خواندند . « 4 » مؤلف : و روى عبد الرحمن بن عوف أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال : « شهدت حلف المطيّبين و أنا غلام مع عمومتي فما أحبّ ان لي حمر النعم و إنّي أنكثه » .

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 377 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . نساء ( 4 ) آيهء 33 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 379 .