أبو الحسن الشعراني
331
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
مصلحت او هرچه خبر دهد ، و اخبار غيب گفتن از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه عليهم السّلام متواتر معنوى است . « 1 » مؤلف : و خداى تعالى شما را بر غيب مطّلع نكند و راه ندهد و لكن از پيغمبران آن را كه خواهد ، برگزيند و او را اطّلاع كند بر بهرى علم غيب . علّامه شعرانى : چنانكه گفتيم ، اطّلاع يافتن امام يا پيغمبر بر غيب به تعليم خداوند و به قدرى كه او مصلحت داند ، منافى قرآن و موجب غلّو نيست ، بلكه دليل نبوّت و وحى و ارتباط قلب آنان با عالم روحانى و مجرّدات است و چون هر فرد انسان بهره از غيب دارد ، محال نيست انبيا و اوليا بهرهء كامل داشته باشند . « 2 » سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ . « 3 » مؤلف : در حديث آمده كه هركه را حقّ سبحانه مالى عطا فرموده و آن كس از روى بخل زكات آن را ادا ننموده ، تمثيل و تصوير كنند روز قيامت مال او را به صورت مارى بزرگ كه از بسيارى زهر و حدّت او موى بر سر آن نمانده باشد و دو نقطهء سياه بر زير چشمهاى وى آشكار بود و چنين حيّهاى خبيثترين حيّات است . پس آن مار بيايد و طوق گردن او شده و هردو كناره روى وى و دهن او را بگيرد و زبان تقريع و توبيخ گشاده ، گويد : « أنا مالك ، أنا كنزك » ؛ من آن مال توام كه در دنيا بدان لاف مبالات مىزدى و گنج توام كه به سبب آن طرح مفاخرت بر اقران مىافكندى . علّامه شعرانى : اين آيه و روايت دلالت مىكند بر تجسّم اعمال در آخرت و اهل تحقيق دانند كه هرچيز را در هر عالم صورتى مناسب آن عالم است و هرچه در اينجا است ، نقش يا عكس و پرتو صورتى است كه در آنجاست . « 4 »
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 266 . ( 2 ) . همان ، ص 268 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 180 . ( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 398 .