أبو الحسن الشعراني
307
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
آنها را مىگرفت . « 1 » مؤلف : حقّ تعالى گفت : ترس در دل كافران به آن افكندم كه ايشان به من شرك آوردند . ظاهر آيه منبى است از آنكه اين معنى بر ايشان بر سبيل عقوبت رفت به آنكه ايشان چيزى را انباز من كردهاند كه من به آن حجّت نفرستادهام از آسمان . علّامه شعرانى : قاعدهء كلّى اجتماعى است كه چون مردم مقصد و مرامى معقول و نيكو داشته باشند . در ترويج و حفظ آن مصمّم و جرى شوند و دلير و قوى باشند و براى پيش بردن مرام خود از رنج ، بلكه از مرگ ، باك ندارند . امّا اگر مرام معقول و مقصد پسنديده ندارند ، دريغ آيدشان كه بيهوده جان و آسايش خود را بىجهتى از دست بدهند . « 2 » قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ . « 3 » مؤلف : بگو اگر شما منافقين در خانههاى خود بوديد و نمىخواستيد كه با ما بيرون آييد ، كسانى كه از ميان شما كشته شدند آنها ، در لوح محفوظ نوشته شده از منازل به مصارع بيرون مىآمدند . آنگاه مبناى ديگرى را نيز ذكر مىكند كه اگر شما نمىآمديد ، مؤمنان مىآمدند . مرحوم شعرانى : در تأييد معنى اوّل مىتوان آيهء لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ « 4 » را شاهد آورد . و بايد دانست كه اين معنى دقيق از معجزات قرآن است ؛ چون جمع بين اختيار و تكليف و مقدّر بودن همهء وقايع آينده از ازل ، از افكار عامّه بسيار دور است و در قرآن اين هردو به تأكيد و مبالغه ثابت گرديده است . و مردم گويند : اگر همهچيز مقدر است ما مختار نيستيم و اگر مختاريم ، پس آينده مقدّر نيست و كلمهء « لبرز الذين »
--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 364 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 214 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 154 . ( 4 ) . حديد ( 57 ) آيهء 23 .