أبو الحسن الشعراني
305
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
رسول صلّى اللّه عليه و آله كه گفت : چون فرزند را محمّد نام برنهى ، او را اكرام كنى و چون در مجلس آيد ، جايش كنى و روى بر او ترش نكنى و هيچ قوم نباشند كه مشورتى كنند و در ميان ايشان كسى باشد كه نام او احمد يا محمّد باشد ، او را در آن مشورت برند و الّا ايشان را خيرهء جهانند . علّامه شعرانى : جهانند ترجمهء فعلى مجهول است و خيره آن كار كه بهتر باشد و معنى عبارت اين است كه اگر با محمّد نام مشورت كنند ، بهترين كار براى آنها مقدّر شود . « 1 » وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ . « 2 » مؤلف : مورد آيه آن است كه مكلّف مخيّر است و ممكن به آنچه خواهد و اختيار كند ، مجبّر نيست ، چنانكه مجبّر گفت ، خداى تعالى گفت : هرچه خواهى بخواه از آنچه رأى تو است براى تو ، اگر خويشتن را اختيار دنيا كنى و به آن قناعت است با كثرت معايب و مصائب و سرعت زوال و انتقال ، از تو دريغ نيست . و اگر آخرت خواهى ، بقايى كه به آن فنا نبود و حياتى كه در او ممات ندارد و تندرستى بىبيمارى و برنايى بىپيرى ، ملكى بىزوال و ملكى بىملال و ملكى بىوحشت و لجاج و ملكى بىقسمت و خراج ، به آن بر تو بخل نيست . از اين پس زمام اختيار به دست تو است ؛ اگر اين خواهى راه اين گير و اگر آن خواهى ساز آن كن . علّامه شعرانى : قسمت همان است كه سلطان از زمين مفتوح العنوة مىگيرد ؛ اگر مقدار آن به نسبت محصول باشد ، مقاسمه است و اگر مقدار معيّن باشد ، خراج است كه به زيادت و نقصان محصول زياده و نقصان نپذيرد . « 3 »
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 207 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 145 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 209 .