أبو الحسن الشعراني
302
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
علّامه شعرانى : چون در نظر انسان شب چيزى نيست معدومشدنى ، بلكه مستورشدنى است زير نور ، همچنين عالم روحانى مستور است به عالم جسمانى و نسبت جنّت به دوزخ همچنان است . نظير اين علوم و افكار و نقوش است در سلول دماغى كه هزاران بار از سلولها بزرگتر و در آن گنجيده است . « 1 » مؤلف : در خبر آمده است كه ملك روم نامهاى نوشت به رسول صلّى اللّه عليه و آله ، گفت : ما را با بهشت مىخوانى كه عرض او چند آسمان و زمين است ، پس دوزخ كجا باشد ؟ رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : يا سبحان اللّه ! چون روز درآيد شب كجا باشد . علّامه شعرانى : يعنى مزاحمت ميان بهشت و دوزخ و اين جهان نيست ، همچنان كه شب روز را مىپوشد و روز شب را از فضا پنهان مىدارد ، دنيا و آخرت و بهشت و دوزخ پرده است هريك در پس ديگرى . و معنى روايت اين نيست كه جهنّم چون بيايد ، بهشت را فانى مىكند ، چنانكه شب روز را ، بلكه روز و شب در يك مكانند و همانجا كه كوه و دشت و بيابان و زمين و آسمان هست روز هست ، و شب هم هست و اين تزاحم در موجودات مادّى است نه ميان مادّى و جسم غيرمادّى . از اينجا توان دانست بهشت و جهنّم هماكنون مخلوقند و از آن محالى لازم نمىآيد . و گروهى گفتند : بهشت و دوزخ پس از اينكه اين عالم فانى شد ، آفريده مىشوند به گمان آنكه جايى فراخور آنها فعلا موجود نيست . « 2 » وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا . « 3 » مؤلف : و قد روي عن النبي صلّى اللّه عليه و آله أنّه قال : « لا صغيرة مع الإصرار و لا كبيرة مع الاستغفار » ؛ يعني لا تبقى الكبيرة كبيرة مع التوبة و الاستغفار و لا تبقى الصغيرة صغيرة مع الإصرار .
--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 343 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 187 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 135 .