أبو الحسن الشعراني
291
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ . « 1 » مؤلف : حقّ تعالى بر سبيل تعجّب مىگويد : چگونه كافر شوى به خداى و در ميان شما است كلام خدا و كتاب خدا ؟ كس نيست تا بگويد چگونه كلامى به ما فرستى چون قرآن بر دست رسولى چون محمّد با صد هزار حجّت و برهان و آنگاه ما را منع كنى بهتر از ايمان و دلهاى ما خراب و ويران كنى به جهود و كفران ، آنگه از ما تعجّب نمايى كه وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ . اين تعجّب از تو است ، ممكن است كه اگر كلام خدا نباشد و رسول خدا نباشد و عاقل مكلّف را خواطر و دواعى و تجدّد انواع نعمت با اختلاف عقلا بجنباند ، نظر كند و خداى را بشناسد مادام تا او را از خداى به جاى باعث ، مانع نباشد و به جاى داعى ، صارف . علّامه شعرانى : يعنى اگر خداى تعالى مانع از معرفت نباشد و ذهن انسان را از شناخت خود منصرف نكند ، ممكن است از نظر در آيات خلقت خداى را بشناسد ، اگرچه هيچ پيغمبر و كتاب نفرستاده باشد . امّا اگر او مانع معرفت شود و خلق كفر كند ، صد پيغمبر و پنجاه كتاب بفرستد ، هيچكس قدرت ايمان ندارد . « 2 » يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ . « 3 » مؤلف : مقاتل بن حيّان گفت : از ميان اوس و خزرج در جاهليّت كارزارى بود و عداوتى ، چون رسول عليه السّلام به مدينه آمد ، از ميان ايشان صلح داد و هردو يكى شدند . يك روز دو مرد از اوس و خزرج با يكديگر مشاجرت كردند ، از اوس ثعلبهء تميم بود و اسعد بن زراره از خزرج . اوس گفتند : خزيمهء ثابت ذو الشهادتين از ماست و حنظلهء غسيل الملائكه از ماست و زيد بن ثابت بن اقلح حمى الدبر . علّامه شعرانى : يعنى پناهداده زنبور عسل و دبر زنبور عسل را گويند . و اقلح به قاف
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 101 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 125 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 102 .