أبو الحسن الشعراني
287
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
آنان نسبت كعبه را به ابراهيم عليه السّلام انكار مىكنند ، خداوند آيات و دلايلى ذكر مىفرمايد بر ردّ آنان و اثبات اينكه اين خانه از آن حضرت بوده : يكى آنكه مقام ابراهيم در آنجا متواتر است و خلف از سلف آن را به نام ابراهيم مىخوانند ؛ مثل آنكه يكى از ما گويد : گنبد قابوس قبر پادشاه معروف است ؛ چون به تواتر اين نام از قديم بر آن مانده است . پس در نسبت مقام به ابراهيم شكّ نبايد كرد . ديگر ، اتّفاق عرب جاهليّت از قديمترين عهد بر حفظ حرمت كعبه و با اينكه ايمنى در عربستان وجود نداشت ، هركس به حرم مىرفت ايمن بود و اين معنى بىآنكه منسوب به حضرت ابراهيم عليه السّلام باشد ، معقول نيست و عرب ساير معابد و بتخانهها را چنين حرمت نمىداشتند كه هركس بدانجا رود ، ايمن باشد . اين دليل ديگر است بر صحّت نسبت آن به ابراهيم عليه السّلام و عرب كسى ديگر جز آن حضرت را نمىشناختند كه به سبب او خانه را حرمت كنند . « 1 » مؤلف : وهب منبّه گفت : در تورات نوشته است كه خداى تعالى روز قيامت هفت صد هزار فرشته را بفرستد با زنجيرهاى زرين تا خانهء كعبه را به عرصهء قيامت آرند . ايشان بيايند و كعبه را به آن سلسلههاى زرين به موقف قيامت آرند . فرشتهاى گويد : يا كعبة اللّه ! سيري . اى كعبه ! خدا برو . او گويد : نروم تا حاجتم روا نكنند . گويد : حاجت تو چيست ؟ گويد : شفاعت من قبول كنند در حقّ آنانكه در پيرامون من دفن كردند ايشان را . حقّ تعالى گويد : حاجتت روا كردم . مردگان را از گورها برانگيزند با روىهاى سفيد ، همه احرام گرفته گرد خانهء كعبه درآيند و لبّيك زنند . . . و آنچه در اين خبر آمد از اضافه كلام و رفتار با كعبه على أحد الوجهين باشد ، إمّا مضاف بود با فرشتگان كه موكّل كعبهاند و إمّا بر طريق تمثّل باشد ، چنانكه اگر كعبه مثلا عاقلى مكلّف بودى ، او را در باب شفاعت اين منزلت بودى و سخن و مناظرهء او با خداى تعالى بر اين وجه بودى ، چنانكه حقّ تعالى گفت : لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ . . . « 2 » يعنى لو أنزلنا هذا القرآن على جبل و كان الجبل
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 117 . ( 2 ) . حشر ( 59 ) آيهء 21 .