أبو الحسن الشعراني

277

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . « 1 » مؤلف : و اين آيه باشد و مانند اين دليل نكند بر قول اصحاب معارف . علّامه شعرانى : يعنى كسانى كه مىگويند : حقيقت بر همهء مردم آشكار است و همه‌كس آن را مىداند و آن‌كه منكر است ، از عناد انكار مىكند ، آيه دلالت بر صحّت قول ايشان ندارد ؛ زيرا كه خطاب به گروهى خاصّ فرموده و آنها را بدين صفت مذمّت كرده است نه همهء منكران را . « 2 » وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً . « 3 » مؤلف : ( يودّه ) در قرائت ابو عمرو و حمزه به اسكان الهاء و أبو جعفر و يعقوب به اختلاس كسرها خوانند و باقى قرّاء « يؤدّه » بكسرها و اشباع خوانند در قرائت . ابو عمرو و حمزه گفتند : چنان ساخته است كه پندارى هاى آخر كلمه است و از اصل كلمه است ، جزم بر او افكند و اين بر سبيل مجاز بود . علّامه شعرانى : بناى كلمهء « يؤدّه » چنان است كه گويى ها جزء كلمه است ، مثل يصرّف . « 4 » مؤلف : و حذيفة بن اليمان گفت : رسول عليه السّلام دو حديث ما را بگفت ، يكى بديدم و منتظر يكى ديگرم . يكى آنكه گفت : امانت بر دل مردمان فرود آمد و قرآن فرود آمد ، قرآن و سنت بياموزى . آن‌گه ما را گفت : امانت بردارند . و در رفع امانت چنين گفت كه مرد بخسبد ، امانت از دل او بركنند ، اثر او آنجا بماند ، چنان‌كه ستاره . آن‌گه بخسبد ، امانت از دل او بركنند و اثر آن بماند ، چنان‌كه شغه دست ، يعنى دست و سر بسته يا چون آتش كه بر پاى خود بگردانى ، اثرى اندك بكند و نبماند .

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 71 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 75 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 75 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 81 .