أبو الحسن الشعراني

265

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

« الرياء مع المؤمن شرك و مع المنافق في داره عبادة » ؛ گفت : ريا كردن با مؤمن شرك است و با منافق در سراى او عبادت است . علّامه شعرانى : قاعدهء سياست امروز همين است كه چون در كشورى بيشتر مردم تابع دين و مذهبى بودند ، آنها كه به شماره اندك‌ترند ، مخالفت اكثر نكنند و به مخالفت آنان برنخيزند و به بزرگان دين آنها بد نگويند . پس تقيّه حكمى بر خلاف اصول و قواعد سياست و عدل نيست . « 1 » مؤلف : و هشام بن سالم گويد كه چون صادق عليه السّلام از دنيا برفت ، من و محمّد بن النعمان صاحب الطاق و ابو جعفر الاحول و جماعتى از اصحاب صادق عليه السّلام به مدينه بوديم و مردم چنان گمان مىبردند كه عبد اللّه بن جعفر - كه پسر مهمترين بود - امام و قايم‌مقام پدر اوست ، ما در نزديك او شديم و او را گفتيم : يا ابن رسول اللّه ! اگر مردى دويست درم دارد ، بر او زكات آن چند باشد ؟ گفت : پنج درم . گفتم : اگر صد درم دارد ؟ گفت : دو درم و نيم . ما گفتيم : يا ابن رسول اللّه ! مرجيان چنين نمىگويند . گفت : من ندانم تا مرجيان چه مىگويند . ما از نزديك او بيرون آمديم آيس و دانستيم كه او امام نيست براى قلّت علم او به شرع . علّامه شعرانى : مرجيان گروهى از مسلمانان صدر اوّل بودند كه مىگفتند : با ايمان هيچ گناه كبيره زيان نرساند و ايمان جبران همهء معاصى كند چنان‌كه جمعى از غاليان شيعه گويند : با محبّت آل محمد صلّى اللّه عليه و آله همهء معاصى آمرزيده است و عمل لازم نيست . « 2 » مؤلف : و اين خبر براى اين آوردم تا بدانند كه سيرهء ائمهء ما عليهم السّلام در عهد ظلمهء بنى اميّه و بنى العباس تقيّه بوده است . علّامه شعرانى : در مجمع البيان « 3 » از شيخ مفيد نقل كرده است كه تقيّه بر چهار قسم باشد : واجب و مباح و مكروه و مستحبّ . و خود فرمايد : گاه تقيّه حرام باشد ، جايى كه

--> ( 1 ) . همان ، ص 5 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 6 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 730 ، چاپ دار المعرفه .