أبو الحسن الشعراني
236
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
جور كردى : اوّل آنكه از امام گواه بخواستى و امام مأمون باشد ، از او گواه نخواهند . ديگر ، گفتى به گواهى حسن حكم نكنم و رسول صلّى اللّه عليه و آله به گواهى خزيمة بن ثابت تنها حكم كرد و او را ذوشهادتين خواند . ديگر ، گفتى به گواهى بنده حكم نكنم ، ندانى كه گواهى بنده براى خواجه مقبول باشد و بر او مقبول نباشد ، ندانى كه رسول صلّى اللّه عليه و آله به گواهى بنده تنها حكم كرد آن روز كه بر خالد وليد گواهى دادم و گفت * : گواهى مردى قريشى به گواهى هفت مرد باشد كه نه از قريش باشند و گواهى تو ، اى على ! به گواهى هفت قريشى است و خداى تعالى مرد قرشى را قوّت هفت مرد داد كه نه از قريش باشند و تو را قوّت هفت قرشى داد ، به خداى ! كه ديگر حكم نكنى از ميان دو كس و الّا مرا خبر دهى . علّامه شعرانى : تحقّق عدالت در كسى نزد شيعه دشوارتر است از آنكه ديگران گويند . ما چنان عدالتى در شاهد معتبر دانيم كه اگر خويش و برادر و فرزند و پدر هم باشد ، مطمئن باشيم شاهد مراعات نسب نخواهد كرد ، اگر دشمن وى بود ، چنان متصلب است كه به نفع او هم شهادت خواهد داد و بعضى كه شهادت خويش را براى خويش و شهادت بيگانه را به ضرر دشمن او قبول نمىكنند ، براى آن است كه در عدالت مسامحه كرده و آن سختى و صلابت كه ما در عدالت معتبر مىشماريم ، آنها معتبر نشمردهاند . ما گوييم بايد شاهد در عدالت چنان باشد كه اگر به نفع برادر و به ضرر دشمن خود هم شهادت دهد ، مطمئن باشيم راست مىگويد . « 1 » فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى . « 2 » مؤلف : و قرأ ابن كثير و ابو عمرو و قتيبة « فتذكّر » بالتخفيف و النصب .
--> ( 1 ) . ظاهرا در عبارت سقطى هست به اين مضمون : ديگر ردّ شهادت قرشى كردى با اينكه رسول صلّى اللّه عليه و آله به گواهى يك قرشى حكم كرد . و پيش از اين گفتيم : هيچيك از فقها نديديم بدين روايت اعتماد و بدان عمل كرده باشد و شهادت قريش نزد فقها مانند شهادت ديگران است . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 282 .