أبو الحسن الشعراني
21
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
شدهايد تا اين امانات را دريافت كنيد ، من هم وظيفه دارم آنها را در اختيار شما قرار دهم و شما هم در اختيار ديگران قرار دهيد . « 1 » تعبّد و تصلّب در ولايت مرحوم علّامه شعرانى با اينكه براى عقل حرمت خاصّى قائل بود و حكمت و حكيمان و فيلسوفان را ستايش مىكرد و خود يك حكيم و فيلسوف عالىمقام بود و در علوم عقلى تبحّرى تام داشت و حكمت و فلسفه را در فهم خطبههاى امير مؤمنان عليه السّلام و ائمهء اطهار عليه السّلام بسيار ضرورى مىدانست ، ولى هيچگاه آن را غايت كمال و معرفت بشرى نمىدانست و برهان را در خدمت قرآن و فلسفه را تنها ايجاد قواعدى در ذهن به منظور آمادگى براى تميّز حقايق از اباطيل مىدانست و اگر هم در مواردى تبعيّت از حكما را مطرح مىكرد در حقيقت آن را تبعيّت از شريعت مىدانست ، چرا كه فلاسفه هيچ سخن ثابت و محقّقى ندارند ، مگر آنكه در روايات و شريعت - چه در قرآن و چه در حديث - وجود دارد . پس اعتقاد آن بزرگوار به فلسفه در حدّ يك وسيله براى فهم كمال و درست دين بود نه چيزى بيشتر . امّا تصلّب ايشان در ولايت را گفتههايى نغز و شيرين در آغاز ترجمهء نفس المهموم نشان مىدهد كه چگونه به پيشگاه اهل بيت عصمت و طهارت عليه السّلام خضوع و تضرّع نموده و با اشعارى عميق راجع به حضرت زهرا عليه السّلام و غدير اظهار ارادت كرده است . مبارزه با طاغوت يكى ديگر از صفات برجستهء مرحوم علّامه شعرانى ، ظلمستيزى و طاغوتگريزى بود . بر خلاف برخى از كسانى كه خود را از جهاد و مبارزه با طاغوت كنار كشيده و فقط به مباحث و مسائل علمى يا معنوى مشغول كرده بودند ، آن بزرگوار از زمانه و اوضاع حكومت طاغوت ناليده و سوز درون خود را در قالب اشعارى بيان داشته است . جالبترين شعر آن جناب دربارهء حادثه سوء قصد به مرحوم مدرّس ، قهرمان مبارزه با رضا شاه است كه مىفرمايد : مدرّس ! اى شرف و فخر ملك فرس به تو * از اين قضيّه كه رخ داده است بر تو مرنج
--> ( 1 ) . همان ، از زبان آية اللّه سيّد رضى شيرازى .