أبو الحسن الشعراني
191
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً . « 1 » مؤلف : اى عجب پادشاهى كم از نبوّت و امامت است ؛ چون نصب پادشاه از قبل خدا باشد ، نصب امام چرا به تو مفوّض باشد ؟ علّامه شعرانى : در مذهب شيعه تعيين امام با خداست و ديگران براى تعيين امام طريقى دارند ناصحيح كه محلّ تحقيق آن جاى ديگر است و در مذهب ما آنكه به حقّ سزاوار حكومت است بايد معصوم و عالم باشد و غير خداى تعالى بدان عالم نيست و مردم خود نمىدانند اين صفات در كه فراهم است و نصارى در عصر ما گرچه از امام معصوم خبر ندارند ، امّا نسب و ثروت را از شرايط سياستمداران نمىشمارند و مسؤول امر امّت كه وزير اعظم يا صدر اعظم نامند از ميان مردم انتخاب مىكنند به شرط علم و تدبير . « 2 » وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ . « 3 » مؤلف : و او را دست فراخى در مال ندادهاند ، گمان بردند كه استحقاق تقدم به سعت مال باشد . علّامه شعرانى : آنكه زمام امر امّت به دست او بايد سپرد كسى است كه علم و قدرت دارد . علم جهاندارى و سياست و قدرت بدنى ، نه آنكه مال دارد ؛ چون امام و امير عادل يا ظالم بر سر كار باشد ، همهء جهان مال آنهاست و اگر ظالم بر كنار شود هرچه دارد از او بستانند ، چنانكه زياد را گفتند : تو در امارت خود مال نيندوزى ، گفت : اگر امير باشم همهچيز مال من است و اگر نباشم هرچه دارم از من بگيرند . و امام يا امير بر حقّ كه خدا نصب فرمايد ، شرط او علم و عصمت و شجاعت است نه ثروت و هنگام غيبت هم به اصل و نسب و مال نبايد نگريست بلكه كار سياست به
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 247 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 290 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 247 .